ماجرای یارانه نقدی

در این تالار به بحث پیرامون طرح هدفمند کردن یارانه‌ها می‌پردازیم.

ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط علی میرزاخانی در پنج شنبه 14 آبان 1388, 5:55 pm

بحث يارانه‌هاي انرژي، اين روزها مجددا به بحث داغ روز تبديل شده است.
فارغ از مباحث سياسي در حول و حوش اين بحث و اينكه هدف دولت از پيگيري موضوع «تغيير نحوه پرداخت يارانه‌هاي انرژي» چيست، به نظر مي‌رسد هرگونه انحراف در تصميمات اتخاذ شده به بناي ديوار كجي منجر شود كه به فاصله كوتاهي مي‌تواند روي سر مردم آوار شود.
از آنجايي كه ريشه هرگونه «انحراف در عمل» به «انحراف در تئوري» مربوط مي‌شود، در مرحله فعلي، پرداختن به انحرافات نظري موجود بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.
طراحان فعلي هدفمند كردن يارانه‌ها، بدون توجه به مباني و فلسفه اصلاح قيمت‌ها و نقش مهم قيمت‌هاي واقعي در توسعه اقتصادي، تنها به جنبه خاصي در موضوع هدفمند كردن يارانه‌ها توجه دارند كه پاسخ‌هاي ويژه‌اي براي مخاطب هدف آنها لازم دارد.
به نظر مي‌رسد مخاطب هدف دولت در اين موضوع، اقشار پايين‌تر از طبقه متوسط جامعه هستند كه به صورت مستمر تحت تاثير اين بمباران تبليغاتي قرار مي‌گيرند كه: «تاكنون يارانه‌هاي انرژي به طبقات مرفه اختصاص مي‌يافت، ولي با هدفمند كردن يارانه‌ها قرار است آنها قيمت واقعي حامل‌هاي انرژي را پرداخت كنند و مابه‌التفاوت عوايد قيمت‌ فعلي و قيمت آينده، نقدا بين طبقات كم درآمد تقسيم شود.»
به نظر مي‌رسد با توجه به فشار اقتصادي فزاينده‌اي كه بخش عظيمي از اقشار مردم را مستاصل كرده است، زمينه‌هاي اجتماعي پيشبرد اين تفكر در كشور تا حدود زيادي وجود دارد، اما نكته حساس آن است كه با توجه به تاكيد دولت براي مستثنا كردن بخشي از مردم از دريافت يارانه (مهم نيست اين استثنا 20درصد يا 30درصد يا 50درصد مردم را شامل شود)، در اجراي اين تفكر با پيامدهايي مواجه خواهيم شد كه ديگر هيچ‌گونه امكاني براي بازگشت به عقب نخواهد بود. چرا كه تجربه نشان مي‌دهد معيارهاي بوروكراتيك آماري براي دريافت يارانه به سرعت رنگ باخته و معيارهاي سليقه‌اي ديگري جايگزين مي‌شود كه در اين موضوع خاص، مي‌تواند عزت و كرامت مردم را هدف قرار دهد، تا حدي كه اين بار دنبال مقامات دويدن براي گرفتن امضاي يارانه نقدي به رسم و رسوم عادي تبديل شود؛ چرا كه هيچ كس نمي‌تواند ثابت كند در كدام دهك است و به همين دليل تعجب نبايد كرد اگر افرادی از پردرآمدترين دهك به دليل روابط و دسترسي به مقامات، يارانه را بگيرند و كم‌درآمدترين‌ها محروم بمانند.
نظر نگارنده آن است كه دولت بايد مجاب شود عوايد حاصل از حذف يارانه‌ها را به اقشار تحت پوشش بهزيستي و كميته امداد و ساير نهادهاي حمايتي كه تحت ضوابط ويژه‌اي هستند و نيز به افراد پشت نوبت پذيرش در اين نهادها اختصاص ‌دهد و چنانچه پولي باقي ماند، صرف بهبود وضعيت اسف‌بار فعلي در نظام درمان، بهداشت و تامين اجتماعي شود. در نهايت باز هم چنانچه منابع مازادي وجود داشت، بايد به صورت مساوي بين عموم مردم تقسيم شود. شايد برخي به اين پيشنهاد خرده بگيرند كه چرا طبقات مرفه هم بايد از اين يارانه بهره‌مند شوند؟ پاسخ اتفاقا همان مباني علمي اقتصاد آزاد است كه البته در تطابق كامل با مباني فلسفي و حتي ديني هم است. اين امكان بايد طبقات مرفه را شامل شود تا آنها آزادي انتخاب براي گرفتن يا نگرفتن آن را داشته باشند؛ اگر نگيرند به اين مفهوم است كه به دولت در توزيع دقيق آن اعتماد دارند و اگر بگيرند، قطعا در تخصيص آن به اقشار ضعيف با كارآمدي بهتري عمل خواهند كرد.
علی میرزاخانی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:18 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سید محمد طبیبیان در يکشنبه 17 آبان 1388, 8:52 am

توزيع نقدي يارانه: خوش خيالي توزيع عادلانه يك شكاف
اين قضيه يارانه نقدي مرا به ياد داستاني مي اندازد. سالها پيش كه بقاياي كشتي غرق شده تايتانيك كشف شد، كاشفين آن تمام اموال موجود در كشتي و همچنين قطعاتي از خود كشتي را بيرون آوردند و بفروش رساندند. اين كشتي عظيم در اولين سفر خود از انگستان به امريكا در سال 1912 با كوه يخي برخورد كرد بخشي از بدنه آن شكافت و غرق شد. در همان زمان در سال 1985 كه كاشفين كشتي، اموال با ارزش آن را به فروش مي رساندند، يك كاريكاتوريست به شوخي كاريكاتوري كشيده بود گمانم در روزنامه نيويورك تايمز. در اين كاريكاتور دو نفر فرد خوش خيال ترسيم شده بودند كه يكي به ديگري مي گفت خوب است ما هم شكاف وسط كشتي را قطعه قطعه كرده و بفروشيم. اين يارانه انرژي نيز چيزي جز تصور تقسيم يك شكاف نيست.
چرا؟ ابتدا زماني كه مسئله حذف يارانه ها در دولت اول آقاي هاشمي مطرح شد دليل آن اين بود كه قيمت حامل هاي انرزي از هزينه فرصت آن بسيار پائين تر است و در نتيجه شركتهاي اين بخش منابع كافي براي جبران هزينه هاي خود و سرمايه گذاري جديد ندارندو امكان سرمايه گذاري آنها نيز فقط از طريق سياستهاي تورمي كسر بودجه مقدور است. يك تجلي اين مشكل نيز همين واقعيت است كه در آن قيمت ها ايجاد پالايشگاه جديد مقرون به صرفه نبود و اكنون ما داريم بخش مهمي از نياز خود به بنزين را وارد مي كنيم. حذف يارانه ها براي جبران اين شكاف بود. طي سالهاي اخير دولت و شايد مجلس نيز بر اين باور اشتباه افتاده اند كه گو يا منابعي در اين محل نهفته و با شوق و ذوق مي خواهند بر روي آن دست بگذارند.
البته اين يكي از ايراد هاي بسيار متعدد طرح توزيع نقدي يارانه ها است. اگر بخواهيم به توضيح وجوه مختلف اين گرفتاري بپردازيم سخن بسيار به درازا خواهد كشيد. به طور خلاصه به نظر من اين كار دولت (و مجلس ) بسيار خطر ناك و با عواقب طولاني مدتي است كه زود ظاهر خواهد شد و دير خواهد پاييد. :twisted: :lol:

محمد طبيبيان
سید محمد طبیبیان
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:09 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط حامد قدوسی در يکشنبه 17 آبان 1388, 10:10 pm

آقای دکتر من مطمئن نیستم همه ماجرا توهم باشد. درست است که سرجمع منابع ثابت است و روی رفاه مصرف‌کننده نماینده تاثیر مستقیم ندارد (از اثرات کارآیی ناشی از اصلاح قیمت‌ها صرف‌نظر کنیم) ولی یک اثر بازتوزیعی عظیم در این طرح خوابیده است که از دید دولت اتفاقن منبع مهمی است. به نظر می‌رسد کل ماجرا را باید در مالیات بستن روی طبقه بالا و بازتوزیع به طبقه پایین دید و در آن صورت از زاویه تابع هدف دولت مساله خیلی جدی می‌شود. به نظر می‌رسد این که رفاه همه شهروندان بالا برود اصلن هدف دولت نیست ولی آیا قبول ندارید که رفاه بخشی از شهروندان (به انتخاب دولت) بالا می‌رود و همین برای‌شان کافی است؟ :?
حامد قدوسی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: شنبه 16 آبان 1388, 6:04 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سید محمد طبیبیان در دوشنبه 18 آبان 1388, 6:25 am

آقای قدوسی عزیز
نکته شما درست است. بنده هم اشاره کردم که آقایان در فکر دست یافتن به منابع جدید برای خاصه خرجی های سیاسی هستند. این طرح از وجوه مختلف قابل ایراد است و نکته جنابعالی را نیز باید اضافه کرد. در مورد اثر رفاهی برای کسانی که از این عطیه دولتی قرار است برخوردار شوند باستی توجه کرد که به دلیل نا کارائی اداری, فساد اداری که ذاتی اینگونه اقدامات است, و ضایعات مختلفی که در کارخواهد بود معلوم نیست بسیاری از دریافت کنندگان هنگامی که قیبض گاز و برق ... خود را نیز دریافت خواهند کرد چه نظری خواهند داشت.
سید محمد طبیبیان
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:09 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمدصادق الحسینی در دوشنبه 18 آبان 1388, 9:51 am

سلام
آقای دکتر فارغ از این که دولت و مجلس با چه انگیزه ای به دنبال این طرح هستند، که من هم با حامد و شما همنظرم، بحث مهمی وجود دارد و آن ممکن نبودن اصلاحات وسیع قیمتی بدون همراهی مردم است. در این معنا، اصلاحات وسیع ممکن نیست مگر آن که حداقل برخی از اقشار را به دنبال کردن آن اصلاحات دنبال کرد(اصلاحات اقتصادی هم که انقدر منفور است که هیچکس دنبالش نمی رود) بنابراین بحث جبران نقدی بوجود می آید. خصوصا در کشورهایی که منابع عمومی و زیرزمینی دارند. (به نظرم به جای کاویدن انگیزه های دولت در این تالارها اگر به دنبال بحث های نظری تر و مبنایی تر باشیم، سودمندی بیشتری داشته باشد)
عرض من این است که جبران نقدی می تواند ابزار خوبی برای همراه کردن مردم با اصلاحات باشد. ولی متاسفانه در هنگامه بدی و در دستان دولتی که تابع هدفش مشخص نیست دارد انجام می شود که می تواند مشکل ایجاد کند.
ولی در اصل بحث که جبران نقدی است به نظرم این انتخاب ناگزیر و سکندبست ماست! یعنی ما ناچاریم با توزیع نقدی بخشی از مردم را همراه کنیم. اگر با این توزیع نقدی مخالف هستید، چه راهکاری را برای همراه کردن مردم با اصلاحات پیشنهاد می فرمایید.(با توجه به اینکه می دانیم که سیاستمداران حداکثر کننده نفع مردم وجود ندارد و نیز دوران دیکتاتور دلسوز به سر رسیده است)
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط موسی غنی نژاد در سه شنبه 19 آبان 1388, 9:22 am

صادق عزیز،این سنگ را سیاستمداران توی چاه انداخته اند بنا بر این همراه کردن مردم مسئله آنهاست.کاری که ما می توایم انجام دهیم روشن کردن صورت مسئله است.اصطلاح هدفمند کردن یارانه متضمن یک غلط مفهومی فاحش است که معلوم نیست کدام شیر پاک خورده ای توی دهان این حضرات گذاشته است.یارانه نقدی معنای دیگری جز کمک مستقیم (مالیات منفی) ندارد.منبع مالی این کمک می تواند درآمد های نفتی ، افزایش قیمتهای کالاها و خدمات دولتی،مالیاتها و غیره باشد. هر یارانه قیمتی دارای هزینه فرصت است اما تصور اینکه امکان محاسبه ارزش پولی این هزینه فرصت به معنای وجود عینی وحاضر وآماده منابع مالی مشخصی است تصور کاملا باطلی است.منبع مالی با افزایش قیمت کالاها و خدمات دولتی ایجاد می شود اما میزان آن الزاما ربطی به هزینه فرصت محاسبه شده ندارد.
در این بحث هدفمند کردن یارانه ها سه موضوع اغلب با هم خلط می شود :
1-اصلاح قیمتهای نسبی موضوعی مستقل از یارانه ها است و شامل همه بخشهای اقتصادی می شود. به نظر می رسد که این مسئله اصلا دغدغه دولتمردان نیست چون دولت عملا در همه بازار ها مشغول بر هم زدن قیمتهای نسبی بازار است.
2-توزیع به اصطلاح عادلانه درآمد نفت که همانطور که در سخن آقای میرزا خانی آمده است باید به طور مساوی میان همه ایرانیها تقسیم شود . البته اینجا مسئله مکانیسم های کارآمد توزیع و مفید بودن اقتصادی آنها است .
3-کمک به اقشار کم درآمد که هیچ ربطی به دو موضوع فوق ندارد و ضرورتهای اجتماعی و اقتصادی آن باید مستقلا مورد بحث قرار گیرد.
اگر بتوانیم در بحث های خود از درهم آمیختن مباحث اجتناب کنیم به روشن شدن موضع کمک کرده ایم. :P
موسی غنی نژاد
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:12 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمدصادق الحسینی در سه شنبه 19 آبان 1388, 1:04 pm

آقا دکتر ممنونم از توجهتون و پاسختون . چند نکته برای روشن شدن بحث و ادامه یافتن آن عرض می کنم:
1-درست است که این مشکل سیاستمداران است و خودشان هم این مشکل را ایجاد کرده اند، ولی بالاخره یک مشکل واقعی ما در این برهه از زمان است و راه حل های واقعی می طلبد. منوط کردن راه حل به واقعی بودن هم از این جهت است که قابلیت اجرا داشته باشد.(چیزهایی که در اقتصاد سیاسی رفرم روی آن بحث می شود) بالاخره گویا سنگی که یک سیاستمدار در چاه می اندازد هزار اقتصاددان هم نمی توانند از چاه بیرون بیاورند!!!
2-در مورد هزینه فرصت هم که سخن شما کاملا صحیح است. اما بالاخره این واقعی کردن قیمت ها یک مابه ازایی برای دولت ایجاد می کند که هرچند به مقدار هزینه فرصت آن نیست ولی به هرحال قابل تقسیم است .
3- در مورد توزیع مستقیم هم به دلیل آنچه در قسمت یک و دو همین نوشته آمده است، به نظرم طرح شما در مورد توزیع مساوی عملا آلترناتیو جدی دیگری بجز پرداخت به کمیته امدادی ها و بهزیستی ها ندارد.
4-آنچه به نظرم باعث شفاف شدن موضوع می شود، نپرداختن به بحث انگیزه های دولتی و پرداخت صرف به مباحث تئوریک و همچنین نتایج واقعی کردن قیمت های نسبی و امکان یا عدم امکان ان است. در این جا این سوال به صورت مشخص مطرح است که واقعی شدن قیمت های نسبی در اقتصاد ایران در همین برهه از زمان چگونه ممکن است در صورتی که منجر به شورش های گسترده و نوسانات شدید سیاسی نشود؟ (با این فرض بدیهی که واقعی کردن قیمت های نسبی در اقتصاد ضروری است)
ایشالله که بقیه دوستان هم مشارکت کنن! :)
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط مسعودنيلی در سه شنبه 19 آبان 1388, 2:49 pm

سخنی با دوستان اقتصاددانم

همانطور كه می دانیم اقتصاد، علم رفتار شناسی مبتنی بر انگیزه هاست و در این چارچوب، در عمیق ترین لایه ها به تحلیل رفتارها می پردازد. علم اقتصاد به مفهوم “خالص” آن، از خانوارها و بنگاه ها تشكیل شده و در چارچوب اقتصاد خرد، بنگاه ها به دنبال حداكثر كردن سود خود هستند و بسته به شرایط محیطی مربوط به ساختار بازار (انحصار – رقابت)، در مورد متغیرهای تحت كنترل خود تصمیم می گیرند. خانوارها هم مطلوبیت خود را با توجه به قید بودجه حداكثر كرده و میزان مصرف خود را از كالاهای مختلف انتخاب می كنند. اقتصاددان در تبیین مبانی رفتاری خانوارها و بنگاه ها و انگیزه های آنها، قضاوت ارزشی را وارد نكرده و از این نظر، احاد اقتصادی را به “خوب”و“بد” تقسیم نمی كند. لذا طرح مباحثی از این قبیل كه مثلاً چرا بنگاه ها رسالت اجتماعی برای خود قائل نیستند و غیره موضوعیتی ندارد. در روش شناسی علم، ما تنها آنچه را كه “هست” و مشاهده می كنیم توضیح می دهیم و لذا در مقام قضاوت بر نمی آئیم. به همین دلیل، اساساً فرضیه های رفتاری، وقتی تبدیل به نظریه می شوند كه بطور “معناداری” تنها مشاهدات بیرونی را توضیح دهند.
رفتار خانوار و بنگاه، در چارچوب اقتصاد كلان مدرن، متغیرهای اقتصاد در سطح كلان را می سازد و در اینجاست كه بحثی بنام “سیاست گذاری” مطرح شده و نهادی به نام دولت به عنوان سیاست گذار وارد می شود. در اقتصاد كلان، از منظر سیاست گذاری، تمركز اصلی بر مكانیزم انتقال ابزارهای پولی و مالی بر متغیرهای اقتصادی است و دولت، در اینجا یك سیاست گذار “خیرخواه” است. او تنها می خواهد بداند كه با بكارگیری ابزارهای سیاست گذاری، چگونه می تواند نوسانات برآمده از چرخه های ركود و رونق را به حداقل رسانیده و رشد اقتصادی را حداكثر كند. فرض خیرخواه بودن سیاست گذار در اینجا نه به معنی فرض واقع بینانه مبتنی بر رفتار واقعی او بلكه صرفاً به معنی تمركز بر بعدی دیگر از مسأله كه همان چگونگی انتقال اثرات ابزارهای پولی و مالی بر متغیرهای اقتصادی است مطرح می شود. در واقع بكارگیری واژه “سیاست-گذار” بجای “سیاست مدار” برای احتراز از این ادعاست كه در اینجا رفتار واقعی تصمیم گیرنده مورد توجه قرار گرفته است.


حوزه ای دیگر از علم كه شبیه به خانوار و بنگاه به تبیین مبانی رفتاری سیاست مدار می پردازد اقتصاد سیاسی است. در این چارچوب، سیاست مدار هم مانند دیگر احاد اقتصادی، رفتاری “عقلانی” دارد و تابع هدف خود را حداكثر می كند. در اینجا خیرخواه بودن نه فرض بلكه نتیجه رفتاری “ممكن” آنهم تنها در صورت برخورداری از توجیه است. همانگونه كه در تعیین رفتار خانوار و بنگاه علم تنها به توضیح “پدیده های مشاهده شده” محدود می شود و به قضاوت ارزشی نمی پردازد، در این حوزه نیز چنین است. مشاهدات بیرونی نشان می دهد كه سیاست مدار نیز به دنبال حداكثر كردن مطلوبیت خود است كه بر اساس نظریات وینتراب ، قدرت، امنیت و رفاه شخصی – اجزاء اصلی آن را تشكیل می دهند. كه البته این سه مؤلفه در مورد سیاست مداران مختلف با وزن های مختلف ظاهر می شوند. لذا، فرض سیاست مدار خیرخواه را باید واقع بینانه كنار گذاشت.
بر این اساس، نكوهش سیاست مدار برای آنكه چرا اصلی ترین مطلبی را كه در اصلاح یارانه دنبال می كند، تسلط كامل و صددرصدی بر منابع حاصله است، هر چند در حوزه اخلاق قابل درك است اما در حوزه رفتار شناسی علمی، مذموم شمردن یك طبیعت رفتاری است. سرنوشت اجرای اصلاحات اقتصادی یا عدم اجرای آن، خوب اجرا شدن یا بد اجرا شدن، ناقص اجرا شدن یا كامل اجرا شدن، نه فقط یك بحث صرفاً كارشناسی از منظر اقتصاد “خالص” بلكه بطور عمده، تابع میزان انطباق و همسویی آن با سه مؤلفه مد نظر سیاست مدار و بویژه مؤلفه های اول و دوم در چارچوب تحلیل رفتاری اقتصاد سیاسی است. سیاست مدار موجود، هزینه و یا ریسك ناشی از افزایش قیمت ها و در معرض اعتراض عمومی قرار گرفتن را تنها با فایده تسلط بر منابع و توزیع كاملاً دلخواهانه آن قابل توجیه یافته است. در غیر اینصورت، همانگونه كه رسما" هم اعلام كرده است انجام اصلاحات اقتصادی توسط سیاست مدار در شرایطی كه هزینه ای سنگین می پردازد و در مقابل چیزی بدست نمی آورد قابل توجیه نخواهد بود. این صورت مسأله معماگونه چگونگی اعمال اصلاحات اقتصادی در كشور از منظر اقتصاد سیاسی است و البته نه پاسخ آن.
مشكل بوجود آمده در كشور ما، هم زمانی شروع دو پارادایم مهم با یكدیگر است كه توجه به هر یك از آنها بطور جداگانه حائز اهمیت فراوان است. پارادایم اول، رسیدن به مرحله ای است كه اصلاح نظام یارانه ها، تقریباً بصورت یك الزام اجتناب-ناپذیر در آمده و از بد روزگار، آنانیكه زمانی بر نفرت خود از این اصلاحات افتخار می كردند، امروز قرار است تصویب كننده و یا مجری آن باشند. اما پارادایم دوم آنست كه سیاست مداران مجری، در كشور ما به سیاست مداران “طبیعی” و در انطباق با مبانی رفتاری توضیح داده شده در اقتصاد سیاسی تبدیل شده اند و لذا همانطور كه دهقان فداكار اینك داستانی قدیمی است، سیاست مدار فداكار را هم می توان دیگر واژه ای غیر كاربردی دانست .
ضروری است به اصلاح یارانه ها ( ونیز خصوصی سازی)، در چارچوب پارادایم دوم (اقتضای طبیعت) نگاه كنیم. انتظار آنكه سیاست مدار بطور داوطلبانه هزینه ای بپردازد بدون آنكه نفعی ببرد، انتظاری غیر واقع بینانه است. بنابراین، نمی توان رفتار سیاست مدار را با منطقی متفاوت از رفتار عقلانی بنگاه و خانوار تحلیل كرد.
مسعودنيلی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط پویا جبل عاملی در سه شنبه 19 آبان 1388, 3:42 pm

درود
راستش فکر نمی کنم کسی با بحث آقای دکتر نیلی مخالف باشه و همه معتقدیم دولت داره بر مبنای یک تابع هدف عمل می کنه و بر مبنای آن هم اعمالش عقلانی است. اما من هم مثل صادق فکر می کنم اینجا به عنوان یک کارشناس بهتر است به نتیجه لایحه فکر کنیم. از دید من واقعی شدن قیمت های انرژی آنقدر مهم هست که حتی اگه به خودم هم یارانه ای تعلق نگیره ازش حمایت کنم. این امر نیاز به یک پشتوانه قوی سیاسی داره و به نظرم فقط این دولت و فقط این آقا از عهدش برمیاد. این دولت که با خودرایی اش در تمام عرصه ها صدای ملت را درآورده...حالا که به هر حال می خواد این کار را بکنه بذارید این خودرایی اش یه جا بدرد بخوره. البته باید در مورد توزیع و اصلاحات دیگر هم تذکر داد اما به نظرم نباید با لایحه مخالفت کرد.
پویا جبل عاملی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: شنبه 16 آبان 1388, 6:10 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سالار کلانتری در سه شنبه 19 آبان 1388, 7:30 pm

دقیقا درسته رفتار سیاستمدار رو نمی شه با منطقی متفاوت از رفتار عقلایی بنگاه و خانوار تحلیل کرد.به نظر من پس مطرح کردن بحث هدفمند کردن یارانه از سوی این دولت در این برهه از زمان دودلیل می تونه داشته باشه.
یک اینکه این دولت کلا دوست داره در سفرهای استانی یه کیسه پول با خودش ببره و اینور و اونور بپاشه اما بعد از ارزون تر شدن نفت و کم شدن بودجه این کار براش سخت شده بود که با این کار دوباره کیسه اش پر پول میشه
دو اینکه پس از انتخابات دولت برای تسلط بیشتر بر مردم و حفظ دهک های پایین در آمدی که ازش حمایت کردن باید دست بذاره رو نقطه ضعفشون که اون مسئله معاش و هزینه های زندگیشونه که از این طریق وابسته به یارانه های نقدی دولت بشن
اما از منظر علم اقتصاد فکر نمی کنم در اینجا کسی با اصل حذف یارانه ها مشکل داشته باشه و باید هم بالاخره این کار انجام بشه همه بحث ها روی نحوه اجرای این لایحه است.
من هم با آقای دکتر غنی نژاد موافقم که ضرورت های اجتماعی و اقتصادی کمک به اقشار کم در آمد باید مستقلا مورد بحث قرار بگیره و هیچ ربطی به این بحث نداره
در این شکی نیست که حذف یارانه ها تورم زاست و بزرگترین مانع هم در مقابل اجرای این کار و بدترین سم برای اقتصاد یه مملکت هم همین تورمه و با این سیاست هایی که مدتهاست بانک مرکزی پیش گرفته مثل ثابت نگه داشتن نرخ ارز این تورم می تونه صادرات رو نابود کنه البته ناگفته نمونه که ثابت نگه داشتن نرخ ارز تا حدی می تونه از بار تورمی این لایحه کم کنه اما به چه قیمتی به قیمت غلبه واردات و نابود کردن صادرات
حال سوالی که پیش می یاد اینه که چرا باید با یارانه های نقدی باعث تحریک تقاضا و در نتیجه شدت گرفتن تورم بشیم؟ وبه نظر من این شدت گرفتن تورم خودش باعث ایجاد یه دور باطل میشه که هر بار دولت مجبور میشه یارانه های نقدی رو افزایش بده و این باعث افزایش تورم میشه و الی آخر
بله به نظر من یارانه های نقدی باعث میشه تورم مقطعی حذف یارانه ها به یه تورم دائمی صعودی تبدیل بشه که پایه های اقتصاد مملکت رو فلج کنه
سالار کلانتری
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 19 آبان 1388, 11:36 am

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمدصادق الحسینی در پنج شنبه 21 آبان 1388, 6:24 pm

به پویا:
من منظورم از صحبت درباره نتایج واقعی شدن قیمت های نسبی و شرایط اجرایش، بحث درباره حدود و ثغور امکانات واقعی کردن قیمتها، نحوه آن، راهکار پیش روی و راه حل های سیاستمدار برای انجام اصلاحات واقعی در اقتصاد بود.
اما اگر در رابطه با همین لایحه قرار باشه صحبت کنیم، نظر من همانطور که چند هفته پیش هم در وبلاگ نوشته ام، این است که حداقل این دولت هدفش نامشخص و مبهم است و شروعی هم که برای انجام اصلاحات در دست دارد، شروع صحیحی نیست.(مثلا باید پرسید چرا دولت از بازار پول یا ارز یا بورس که بازارهایی هستند که هزینه اصلاح در آنها بسیار کمتر از بازار کالاست شروع نمی کند؟! و یک دفعه بدون آزاد کردن سایر بازارها سعی در آزادسازی بازار کالا دارد؟! اصلاح اقتصادی که یک دستور کار یک شبه نیست که شما از هر کجا که خواستی بتوانی شروع کنی و حتی برنامه ای برای سایر بخش ها نداشته باشی!)
خصوصا این بدبینی نسبت به این طرح با توجه به پافشاری عجیب و سرسختانه دولت با عبارت یا این یا هیچ برای ایجاد صندوق و نه ردیف های بودجه ای که عملا امکان نظارت را از بین می برد و همچنین با مشخص نکردن میزان، ابعاد و چگونگی توزیع پول و نیز مبهم بودن برنامه های دیگر دولت در اقتصاد و نداشتن برنامه اصلاح و آزاد سازی در سایر بازارها، و مهمتر از همه اجرای طرح در زمانی که وضعیت اقتصاد تورمی است و تامل نکردن و تعلل نکردن درا ین خصوص، تقویت می شود. و اقتصاددانان بسیاری را نگران کرده است که مبادا استفاده از عبارات مصطلح اقتصاددانان بازار آزادی در طرح های دولت و تکرار خالی از محتوی این شعارها باعث شود که آینده اصلاحات و آزادسازی های اقتصادی در کشور مبهم و نامعلوم شده و مردم را نسبت به این اصلاحات ظنین سازد.

بهرحال بطور خلاصه بنظرم در برهه کنونی و با توجه به (1)عملکرد نامطلوب اقتصادی دولت و نیز (2) وضعیت نامساعد کنونی اقتصاد به لحاظ سطح تورم (3) عدم وجود برنامه ای منسجم در دولت برای آزادسازی سایر بازارها ، (4) کاهش شدید سرمایه اجتماعی و (5) ابهامات فراوان در خود طرح مذکور ، اجرای این طرح در این زمان به نفع اقتصاد کشور و به سود آزاد سازی های کلی در اقتصاد کشور نیست.
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط ايراني در پنج شنبه 21 آبان 1388, 8:55 pm

مساله اين همه تناقض كه در يارانه نقدي پيش آمده به اين نكته بر ميگردد كه قرار بود با حذف يارانه ها اقتصاد به سمت يك اقتصاد آزاد حركت كند و نقش دولت در اقتصاد كمتر شود. اما چون به مساله ريشه اي نگاه نشده است و باز درآمد اصلي در دست دولت است، اين وضعيت بوجود آمده است.
در واقع وضعيت فعلي محصول بروز يك تناقض آشكار در عرصه سياسي و اقتصادي كشور است. .....
اگر هدف غايي اصلاحات اقتصادي به واقع فردگرايي اقتصادي باشد، لازم نيست كشور به پيامدهاي بعد از يارانه نقدي يا هدفمند شدن يارانه ها گرفتار شود.
بهترين راه براي اصلاح اقتصادي اين است كه دولت از درآمدهايي كه مستقيما از مردم بدست مي آورده چشم پوشي كند و همه درآمد نفت را به خودش اختصاص دهد. در واقع بهتر است دولت خودش را با درآمدهايش تامين كند و مردم نيز به جز در موارد ضروري به دولت مراجعه نكنند و به اصطلاح دولت فقط نقش نظارت بر فعاليتهاي اقتصادي را داشته باشد.
حتي اگر لازم است دولت همه عرصه هاي پر درآمد را رسما انحصار كند ولي همه را مطمئن كند كه در آن حوزه بعدا آزادسازي رخ نخواهد داد و مردم را در ساير حوزه ها آزاد بگذارد تا فعاليت اقتصادي كنند.
مساله اصلي اين است كه در شرايط كنوني دولت و به طوركلي حكومت كه بايد باعث ثبات و امنيت اقتصادي باشد، به منشا وارد كردن شوك به جامعه مبدل شده است و تا اوضاع بر اي منوال باشد، هيچ اصلاحاتي به هدف خود نخواهد رسيد.
ايراني
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سید محمد طبیبیان در جمعه 22 آبان 1388, 7:40 am

در مورد این بحث ضروری است چند نکته از یکدیگر تمیز داده شده و هر کدام در جایگاه خود بررسی شود.
یکی مسئله حذف یارانه ها است. می دانیم که برای ده ها سال قیمت حامل های انرژی مخدوش بوده و این امر ضایعات و ناکار آئی های وسیعی را در اقتصاد ایجاد کرده است. تصور این که حدف یارانه ها و احیانآ تصحیح قیمت ها منابع جدید ایجاد می کند و بایستی برای توزیع آن نقشه کشیده شود، یک سراب است. برای روشن شدن مطلب اجازه دهید مثالی از یک حیطه دیگر مطرح شود. فرض کنید به جای انرژی مثلآ قیمت تخم مرغ در یک کشور تحت کنترل قرار داشت و ضایعه و نا کار آمدی و عقب ماندن آن بخش تولیدی را سبب می شد. حال اگر دولت آن کشور فرضی تصمیم به برداشتن کنترل ها و آزاد سازی قیمت ها بگیرد آیا در اصل منابع جدیدی ایجاد کرده که بتواند برای استفاده از آن نقشه بکشد؟ مسلمآ نه. اگر از این طریق می شد منابع ایجاد کنی همه دولت ها ابتدا قیمت های کالا ها را کنترل و مخدوش می کردند و بعد آزاد سازی کرده و برای خود منابع دست و پا می کردند. بنا بر این بایستی توجه شود که این کنترل قیمت ها برای سالهای متمادی سوء تخصیص منابع ایجاد کرده که یک نمونه آن انجام کارهای عمرانی از محل کسر بودجه بوده است ( برای بسیاری از سالها بودجه عمرانی در حد کسر بودجه بوده است) و تامین مالی سرمایه گذاری از طریق ایجاد نقدینگی( وامهای بانک مرکزی و سیستم بانکی).بنا براین اگر تصحیح قیمت ها اتفاق بیفتد منطقآ بایستی برای تصحیح در سوء تخصیص های گسترده هزینه شود.
دوم چگونگی انجام کار، به نحوی که اکنون در حال تدارک است، را باید مورد توجه قرار داد. ضروری است توجه داشته باشیم که مفهوم دهک درآمدی یک مفهوم اجرائی نیست و ضابطه تشخیصی برای آن وجود ندارد. این یک مفهوم آماری است و فقط می توان آمار های قبلآ جمع آوری شده را ردیف و در گروههای ده گانه تقسیم کرد. تیم سیاسی موجود هم کاری به این حرفها ندارند. همین واقعیت که نحوه توریع پول را به دولت واگذار کرده اند بر خلاف اصول و قوانین مالیه موجود نیز دال بر همین نکته است. این شیوه رفتار آن فرضی که بسیار مطرح شده را تائید می کند. یعنی این که منابع بین گروههای خاصی تقسیم خواهد شد که بعدآ در مقابل بایستی سرویس هائی را به دولت بدهند از جمله حضور در پای صنوق رای با رای های قبلآ تعهد شده و مانند آن. اگر این فرضیه صحیح باشد این اقدام یک سوء تخصیص سیاسی را نیز علاوه بر سوء تخصیص های اقتصادی به همراه خواهد داشت. البته این اقدامات نیز مانند اقدامات دیگر این مجموعه( کاهش اجباری نرخ سود بانکی، تخصیص منابع بانکی از طریق دستورات دولتی و استاندران و مانند آن، به هم ریختگی همان نظم ضعیف بودجه کشور و بخش مالی، واگذاری ثروت های ملی به جای خصوصی سازی، سهام عدالت...) نهایتآ هزینه های سنگین دیگری را به کشور و خود این گروه تحمیل خواهد کرد.
نکته سوم مستله تقسیم پول نفت است بین مردم که قبلآ توسط آقای دکتر نیلی مطرح شده. این امر نیز با اقدامات موجود سنخیت ندارد و مطلب دیگری است که در جای خود باسیتی بررسی شود. ضرورت انجام آن اقدام نیز پذیرش شرایط دیگری از نظم اقتصادی است.
مطلب آخر نیز به نکته آقای دکتر غنی نژاد بر می گردد که انجام اقدامات رفاهی و امدادای نیز محمل و سازمان دهی خاص خود را می خواهد که با این اقداماتی که در دست تدارک است همخوانی وسنخیت ندارد. :oops:
سید محمد طبیبیان
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:09 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط taadol در جمعه 22 آبان 1388, 8:27 am

با تآیید مطالب گفته شده در کامنتهای قبلی باید این را اضافه بکنم که اگر این طر ح که در اصل برای اقتصاد مملکت لازم هست از یک طرح ملی خارج شود و به یک طرح و ایدۀ شخصی در بیاید این ریسک را دارد که نمی توانند ارزیابی درستی از اجرایی شدن این طرح داشته باشند خود شیفتگی باعث می شود تبعات طرح نادیده گرفته شود .
به نظر من این طرح در سه حوزه قابل بررسی هست :
حوزۀ سیاسی کشور جاییکه هنوز آرامش خود بازنیافته و عدم اطمینانی که بخشی از مردم برای اجرای صحیح و مدیریت صحیح درآمد حاصل شده دارند.
حوزۀ اجتماعی متآسفانه عدم توجه به الزامات این حوزه باعث گسترده شدن شکاف طبقاتی و در نتیجه منشاء ناهنجاریهایی می شود که کنترل کردن انها بسیار سخت خواهد بود.
حوزۀ اقتصادی عدم اجرای درست طرح باعث افزایش بیکاری می شود و بسیاری از بنگاههای تولیدی که توان مالی آنچنانی ندارند بسته خواهند شد ، تورم افزایش دوباره پیدا می کند و پول کشور که تا به الان بی ارزش شده با بی ارزش شدن دیگری مواجه می شود .
به نظر شما استفاده از ابزار swot analysis می تواند مفید واقع بشود ؟
taadol
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 19 آبان 1388, 4:41 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سام غفارزاده در جمعه 22 آبان 1388, 7:46 pm

سلام به همه
اول ميخوام با صادق در اين مورد كه نبايد به نيت دولتي‌ها كاري داشت و صرفا نتايج پرداخت يارانه نقدي رو تحليل كرد، مخالفت كنم. هيچ كس در اينكه جمع ما آرزوي واقعي شدن قيمت‌ها و اصلاح نظام يارانه را دارد شك نمي‌كند؛ پس اينقدر نگراني براي عاقبت يارانه نقدي در چيست؟ اتفاقا اگر نيت آنها را واكاويم مي‌توانيم يك پيش‌بيني از مقصد اين لايحه بكنيم. مگر مي‌شود به قول دكتر نيلي متنفران از نظام قيمتي آزاد، از روي جبر بودجه اي و نه انتخاب كارشناسي، به اين مهم اقدام كنند و كسي نگران نشود! اصلا گير كار همين جاست. خصوصي‌سازي‌هاي اخير نمونه خوبي براي وضوح بيشتر منظورم است. مگر پايان مالكيت دولت بر بنگاههاي اقتصادي مطلوبمان نيست، آيا با واگذاري به سبك شركت مخابرات به مطلوبمان مي رسيم؟! اگر اصلاح نظام قيمتي بدون توجه به پيچيدگي‌ها و چارچوب فكري موردنياز طراحي لوازم اجرايي آن، شروع شود بعيد نيست مثل بومرگي برگردد و اگر از آن غافل بود به خيلي چيزها برخورد كند.
اين دولت گمان مي‌كند خيلي پراگماتيسم است و مي‌تواند تهديدها رو فرصت كند. حال كه مجبور به اصلاح نظام يارانه‌ها شده، مي‌خواهد از اين جبر متناقض با رويه و روحيه‌اش استفاده كند و يك يارگيري اجتماعي در سطح توده ها و طبقات دلخواهش انجام دهد. همين يعني قيميتها واقعي نخواهد شد. به قول دكتر غني‌نژاد مگر مي‌شود نظام قيمتي را فقط درخصوص كالاها و خدمات يارانه‌اي اصلاح كرد و قيميت‌گذاري دولت روي ساير كالاها را نديد گرفت؟ بله اگر هدف رهايي از تنگناي بودجه‌اي و ايجاد منابع جديد براي كسب دل طبقات محروم (بخوانيم موردنظر) باشد، مي‌شود.
نكته ديگر من در مورد امكان‌سنجي اجتماعي اين مساله است. اين اصلاحات به خودي‌خود يك پروژه پيچيده و پروسه پرچالش و همزماني اجراي آن با شرايط جامعه ملتهب امروز ما كار خطرناكي است. اين اصلاحات خودش پتانسيل كشاندن مردم به خيابان و اعتراض عمومي را دارد، حال كه مردم، به‌ويژه اقشار نخبه‌تر به دنبال فرصتي براي حضور اعتراضي در خيابان هستند اين كار يعني ايجاد فرصت براي تشديد التهاب. دولت ظرفيت كارشناسي-اجرايي مديريت همين غائله‌هاي پس از انتخابات را ندارد، چگونه مي‌خواهد در شرايطي كه بخشي از انرژي خود را مصروف معترضين و بخشي را صرف مذاكرات بغرنج شده اتمي مي‌كند، ساير امورش را نيز اداره كند و مضاف بر همه آنها طبقات هدفش را بيابد و در سيستمي دولتي، سالم و بي‌فساد و اينك بدون نظارت مجلس، پول نقد بخش كند؟!
اين طرح اگر به بن‌بست بخورد معلوم نيست تا كي اصلاحات نظام يارانه‌اي كه مطلوب همه ماست به تعويق مي‌افتد. در پايان و در پاسخ به پوياي عزيز به‌نظرم اين دولت با خودرايي خاص خودش، اين اصلاحات اقتصادي رو از هدف دورتر ميكنه چون دنبال چيز ديگري است و گوش به حرف ديگري ندارد به خصوص كارشناسان.
راستي صادق چرا دوران ديكتاتور خوب تموم شده؟
سام غفارزاده
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 آبان 1388, 9:19 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمدصادق الحسینی در جمعه 22 آبان 1388, 7:58 pm

به سام:
1) من مقصودم از بحث نکردن بر سر نیات دولت این بود که بیشتر به سمت اقتصادی قضیه نگاه کنیم که بیشتر قابل صحبت کردن هست و می شه استدلال کرد. و بنظر من همون هم ایراد داره و همانطور که همه از جمله خودت هم در این تالار گفتید و گفتیم، آزادسازی قاعدتا باید کلی باشد یا برنامه ای برای همه بازارها وجود داشته باشد که می دانیم اینطور نیست. بنابراین بدون این که به هدف دولت هم چشمی داشته باشیم می توانیم با تحلیل دقیق اقتصادی نشان دهیم که طرح هدفمندسازی یارانه ها دچار ایرادات و ابهامات فراوان است.(که در کامنت گذشته ام آن را توضیح دادم)
2)من هم با این مطلب که شکست طرح با این وضعیت قطعی است و شکست آن هم به معنای کنار بقچه گذاشتن اصلاحات و آزادسازی های اقتصادی است موافقم و بنظرم پویا باید بیاد و اعلام برائت کنه!
3)پس موافقان طرح کجا هستند؟ دوستان اقتصادی که از طرح دفاع می کنن هم بیان تا دیالوگ شکل بگیره. الان همه ما در مهمترین مواردی که می تواند بحث را چالشی کند مشترکیم. بچه های کافه اقتصاد یا دکتر پژویان و تیم دولت می توانند بیایند و ادله خودشان را در دفاع از طرح بیان کنند.
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط پویا جبل عاملی در شنبه 23 آبان 1388, 1:23 pm

برای صادق عزیز:

من هی هیچی نمی گم تو به من گیر بده. بد روزگار را ببین که من باید بیام از بخشی از طرح دولتی که همواره نقدش کردم دفاع کنم. من این را می فهمم که اصلاحات قیمتی باید فراگیر باشه و این را می فهمم که دولت می تونه با توزیع اختیاری پول، طرفدار بخره....اما یک چیز را هم می دونم ولی نمی دونم چرا کسی بهش توجه نمی کنه....اصلاح حامل های انرژی آنقدر مخالف داره که به نظر من ساختار سیاسی ایران قادر نیست آن را اصلاح کنه و فقط یکی را می خواد که جلوی این سیل مخالفت بایسته و این دولت تنها این خاصیت را داره و می تونه این کار را بکنه....البته من بازم شک دارم. بعد هم من یه عمره دارم می نویسم که این اصلاحات تورم را به حدی که امثال آقای توکلی می گن بالا نمی بره حالا می بینم دوستا و همفکر های خودم اونوری شدن.
من هزاران حرف دارم که به دکتر پژویان بزنم که شما به عنوان یک اقتصاددان آزاد اندیش چرا با چنین دولتی کار می کنی و پست می گیری اما نمی تونم وجدانم را هم زیر پا بذارم که تا همین چند وقت پیش ما همین حرفایی را می زدیم که ایشان دارن می زنن.
برای همین من مثه دیگر دوستان عمل نمی کنم، من اشکالات را به خصوص در مورد بحث توزیع یارانه پی میگیرم اما از اصلاح قیمتی حتی با این دولت دفاع می کنم.
بیا اینم اعلام برائت
پویا جبل عاملی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: شنبه 16 آبان 1388, 6:10 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمد مقدم در سه شنبه 26 آبان 1388, 12:38 pm

من نظرات رو خیلی خوب نتونستم بخونم.مرورگر من خوب نشون نمیده. ولی چند موضوع:
1- اقتصاد زمانی شکوفا میشه که در مسیر طبیعی خودش حرکت کنه مثل تمام موضوعات عالم. مسیر طبیعی یعنی آزادی در اقتصاد و عدم دخالت دولت یا هر کس دیگر در کسب و کار مردم.
2- طرح یارانه های دولت بیشتر به همون همراهی طبقه پایین با مقاصد سیاسی است نه هیچ چیز دیگر. چرا که اگر قرار به واقعی شدن قیمت ها باشد درآمدها هم باید واقعی باشند و این یعنی عدم دخالت دولت در بازار .
3- قشر مرفه اگر دارد(پول) نتیجه زحمات خودش است.چرا باید در تقسیم ثروت عمومی تبعیض قائل شویم.قشر مستضعف (ضعیف بودنش) نتیجه حماقتهای خودش است.
4- تورمی در ایران نداریم. این تغییر قیمتها واقعی شدن قیمتها است.تا زمانی که اقتصاد آزاد و واقعی نباشد اصلاً محاسبه معنا ندارد.
ای کاش که دولت دست از سر کسب و کار و زندگی مردم برمیداشت. البته اگر مردم سالار بود.اما زهی خیال باطل که حکومت ... است.
5- مالیات برای هزینه های دولت در مسیر مشخص که نیازهای عمومی جامعه مثل امنیت است به کار میرود. یعنی چی مالیات قشر مرفه رو بدیم مستضعف بکنه تو شکمش. چه ریطی داره چرا کسی به این تبعیض و بی عدالتی اعتراض نداره.
اقتصاد دولتی برای این بناء شد تا مردم وابسته دولت باشند....متاسفانه مردم هم درک درستی از اقتصاد آزاد که هیچ مغایرتی با احکام اسلام ندارد و اتفاقاً مطابق هم هست ندارند. ریشه تمام بدبختی های ما همین اقتصاد دولتی، دخالت دولت در زندگی مردم و مهم تر از همه همین یارانه ها هستند.

یک سوال: به نظر من نرخ ارز و تفاوت های آن را میزان وابستگی کالایی کشورها به یکدیگر تعیین میکند( البته با شرایط کاملاً آزاد و بدون دخالت بانک مرکزی و دولت) اساتید اگر نظری دارند راهنمایی کنند.
محمد مقدم
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 مهر 1388, 8:43 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط مسعود دولتی در سه شنبه 26 آبان 1388, 8:09 pm

چیزی که مشخص اینکه بیشتر از ابنکه بخوان هدفمند کنند می خوان حذف کنن. سرو سامان دادن به اقتصاد هزار راه بهتر از این دارد.ایا این بر نامه برای افزایش تولید و اشتغال هم به اندازه حذف پرداخته است؟ من به شخصه فکر می کنم این ظاهر است.یکی کمی درامد است ودیگری بحث کنترل. باید از روانشناسان اجتماعی و مشاوران اجتماعی دولت پرسید.
مسعود دولتی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط davood karimi در چهارشنبه 27 آبان 1388, 12:39 am

به نظر مي رسد جرقه طرح تحول اقتصادي زماني در ذهن آقايان زده شد كه پس از مدتها انكار وجود رابطه بين نقدينگي و تورم، وجود اين رابطه را به خوبي حس كردند.پس تلاش براي يافتن منابع مالي جديد جهت جلوگيري از افزايش نقدينگي ناشي از فروش ارزهاي نفتي به بانك مركزي و يا استقراض از بانك مركزي(وابسته به درآمد حاصل از فروش نفت) آغاز شد كه در نهايت منجر به ارايه طرح تحول اقتصادي شد.در واقع كسب درآمد مهمترين انگيزه اين طرح است و احتمالا ساير موارد از جمله بازتوزيع بخشي از منابع حاصله و نوع باز توزيع آن و ساير موارد احتمالا هنگام بررسي طرح به ذهن آقايان رسيده است.در صورت صحت سناريوي فوق نبايد تصور كنيم كه دولت به ناگاه خواب زده شده و تصميم به آزادسازي در تمام عرصه ها گرفته است. از طرفي چند نكته كه احتمالا از نظر طراحان طرح دور مانده است ميتواند روي موفقيت طرح موثر باشد. براي مثال در صورت اجراي طرح بلافاصله پس از يك افزايش نقدينگي شديد(احتمالا ناشي از كسري بودجه امسال)،گناه تورم ناشي از افزايش نقدينگي هم به گردن افزايش قيمت سوخت خواهد افتاد كه در صورت افزايش شديد تورم مي تواند كل طرح را با خطر مواجه كند.از طرفي در صورت تعين ميزان پرداختي به مردم قبل از افزايش قيمت ها و بي كشش فرض كردن تقاضا ، ممكن است دولت به هدف خود يعني كسب درآمد و كنترل تورم نرسد.
davood karimi
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: دوشنبه 18 آبان 1388, 8:35 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط علی سرزعیم در پنج شنبه 28 آبان 1388, 8:39 pm

دفاع از توزیع نابرابر یارانه ها
من بر اساس این استدلال که استفاده اغنیا از کالاهای عمومی بیشتر از فقراست، توزیع نابرابر یارانه ها را امر قابل دفاعی می دانم. تفصیل این استدلال را می توانید در اینجا بیابید (http://peymane.ir/fa/pages/?cid=7188 ). این ادعا در فصل دوم کتاب انتخاب عمومی مولر به صراحت آمده و یک ادعای شخصی نیست. تذکر این نکته ضروری است که باید میان کالاهای عمومی و برخی خدمات دولتی نظیر درمان و آموزش فرق گذاشت. روشن است که مشتری این قبیل خدمات (آموزش دولتی و درمان دولتی) مردم فقیر هستند اما اینها جزو وظایف ذاتی دولت به شمار نمی روند در حالیکه عرضه کالاهای عمومی جزو وظایف ذاتی دولت است.
علی سرزعیم
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: پنج شنبه 28 آبان 1388, 12:57 pm

نقد بر پرداخت نابرابر

پستتوسط محمدصادق الحسینی در جمعه 29 آبان 1388, 8:58 am

نقد من بر مقاله علی سرزعیم در سایت پیمانه:

“به نظرم منطق این مقاله ایرادات اساسی دارد که در موارد زیر خلاصه می کنم:
1- این ادعا که اقشار مرفه از کالاهای عمومی استفاده بیشتری می برند، بدون هیچ پشتوانه خاصی ادا شده و نویسنده بدون این که دلایل کافی برای این ادعا داشته باشد و صرفا با ذکر یک مثال آن را بدیهی انگاشته. در صورتی که در رد این ادعا می توان اشاره کرد که مثلا عوارض شهرداری که مناطق ثروتمند هر شهر پرداخت می کنند چند ده برابر عوارض شهرداری است که مناطق فقیرتر پرداخت می کنند اما عملا تامین کالاهای عمومی برای این دو گروه تقریبا برابر است.(این بدان معناست که عملا از عوارض مرفهین برای تامین کالای عمومی اقشا کم درآمد استفاده شده است.) از سوی دیگر استفاده اقشار فقیر از حمل و نقل عمومی بسیار بیشتر از اقشار مرفه است و قس علی هذا.
پس این ادعا که اقشار ثروتمندتر بیشتر از کالاهای عمومی منتفع می شوند، حداقل ادعایی است که پشتوانه کافی ندارد و نیاز است که نویسنده بصورت جدی به آن بپردازد
2- ادعا شده است که “اگر حق استفاده از درآمد نفت به رای گذاشته شود، اقشار ضعیف تمایل کمتری به عرضه کالاهای عمومی توسط دولت دارند”. این ادعا نیز بدون ملزومات کافی ادا شده و حداقل ما نمی توانیم نسبت به قرین به صحت بودن آن قضاوتی داشته باشیم. به نظرم برای مشخص شدن این امر نیاز است تا یک انتخابات آزاد برگزار شود و این از مردم پرسیده شود! و غیر از این عملا امکان دانستن چنین چیزی غیرممکن است.
3-در پایان نویسنده بر اساس دو ادعای ناقص و مخدوش پیشین نتیجه گرفته است که پس باید توزیع نابرابر به منظور جبران موارد پیش گفته صورت پذیرد در حالی که مشخص نیست تفاوت ادعایی میان مصرف مرفه و فقیر از کالاهای عمومی به چه میزان است و آیا تفاوت این یارانه نابرابر بیشتر و یا کمتر از آن تفاوت در استفاده از کالاهای عمومی نیست؟(که اگر چنین باشد باز با فرض صحت دو ادعای پیشین، پنبه نتیجه گرفته شده زده می شود) همچنین مشخص نیست که مثلا آیا اصلا چنین توزیعی امکان اجرایی شدن دارد(با توجه به معیار عدالتی که نویسنده پیش کشیده است. یعنی می توان بین همان اقشار فقیری که استفاده مثلا کمی از کالاهای عمومی دارند هم این تبعیض را اعمال کرد؟!)، آیا دولت امکان شناخت دهک ها را دارد که بتواند بصورت بنا به گفته نویسنده عادلانه و نابرابر دست به توزیع بزند؟ و هزار اما و اگر دیگر که عدالت توزیع نابرابر و امکان اجرای آن را زیر سوال می برند”

در پایان جوابی هم به سروش بدهم که اتفاقا اگر پول نفت است که باید مساوی تقسیم شود چون مال همه است. هیچ ربطی هم به اندیشه های سوسیالیستی ندارد!! مگر این که بگویی تقسیم برابر ارث هم یک اندیشه سوسیالیستی است مثلا!! هر گردی گردو نیست، هر چیز که مساوی شد سوسیالیستی نیست!
نفت مال همه است پس پول آن هم مال همه است. و اگر کسی می خواهد از توزیع نابرابر دفاع کند یعنی تبعیضی در انداخته است که این تبعیض نیاز به توجیه دارد. که توجیهاتی که تابحال بیان شده توجیهات مناسبی نیستند.
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمد مقدم در جمعه 29 آبان 1388, 3:08 pm

چرا باید قشری به نام فقیر و مستضعف رو موضوع طبیعی بدانیم و سر حقوق آن یحث کنیم. من معتقدم میران درآمد آدمها، شغلشان و جایگاه اجتماعی شان فقط نتیجه تفکرات و اعمال خودشان است.(البته در یک اقتصاد آزاد و طبیعی) البته در ایران من فقیر بودن مردم را نتیجه سیاست های دولت من جمله اقتصاد دولتی و دخالت در تعیین درآمد و هزینه میدانم. اقشار دارا تنها کاری که از دستشان بر میآید این است که به آموزش این اقشار اهمیت بدهند. چرا که وجود اقشار ضعیف ناامنی میآورد. امروز در جامعه توقع دارند یک عده پولدار شوند و شکم یک عده تنبل را پر کنند. امروزه دوران زورگویی اقشار عقب مانده و ضعیف بر قشر زحمتکش و متفکر سرمایه دار است. آدمهایی که زندگی خود را وقف تعالی خود و جامعه خود میکنند و هر چه دارند را در معرض زندگی میگذارند. کاری که آدمهای عقب مانده در شرایط برعکس میگویند به من چه...
مالیات هر شهر، محله، ایالت مال همان جاست نه مال کوه نشینانی از فرسنگها آنطرف تر.
نفت سرمایه ای است عمومی و عواید آن باید به طور مساوی بین تمام شهرواندان ایرانی تقسیم شود.
محمد مقدم
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 مهر 1388, 8:43 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط علی سرزعیم در جمعه 29 آبان 1388, 7:06 pm

دوستان گرامی در وبلاگم حول این مسئله بحث جالبی در گرفته که می توانید آن بحث ها را هم از اینجا دنبال کنید و آن بحث ها را به رستاک بکشانیم:
http://iraneconomy.wordpress.com
علی سرزعیم
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: پنج شنبه 28 آبان 1388, 12:57 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط فرید فرخی در يکشنبه 1 آذر 1388, 11:36 am

به محمد صادق‌الحسینی:
1- بچه‌های کافه نظرات یکسانی درباره طرح و البته موضوعات دیگه ندارن. من بشخصه انتقادهایی هم دارم که اونها رو می‌گم. شما هم آدم‌ها رو مقوله‌بندی نکن.
2- اول اینکه صادق‌جان من حرفم رو درباره اینکه چرا با کلیت طرح موافقم در کافه نوشتم اما با نقدهای شما قانع نشدم. من از یک زاویه که شما هم درباره‌اش حرف زده بودی دوباره حرفم رو می‌گم و شما هم نقدت رو دقیقا روی همین حرف من بگو شاید به یکجایی رسیدیم. مقدمه‌ اول اینکه اجرای این طرح در این دولت (در این چهار سال) اجتناب‌ناپذیره. (من این رو از روی تحقیقی می‌گم که زمستان سال پیش به‌همراه دکتر نیلی و امیررضا خسروشاهی انجام دادیم. علتش هم به بحرانی شدن کسری بودجه (یعنی همون شکافی که دکتر طبیبیان می‌گن) و کم شدن ذخیره حساب ارزی برمی‌گرده) دوم اینکه این دولت فردا هم مثل امروز رفتارش مبتنی هست بر انگیزه‌های سیاسی منفعت‌جویانه. فردا که این دولت عوض نمیشه، همینی خواهد بود که الان هست. سوم اینکه هزینه‌های اجرای طرح آزادسازی قیمت‌های انرژی دوره به دوره بیشتر میشه. از این سه مقدمه نتیجه‌ای که گرفته میشه اینه که اجازه بدیم طرح انجام بشه و رویکرد من اینه که سعی کنم که نگرانی‌های اطرافش رو در جایگاه یه اقتصادخونده بگم.
3- اما نگرانی من چیه. اینکه ما در اقتصاد حداقل 4 بازار داریم و تعادل عمومی یعنی تعادل همه این بازارها. یکی بازار کالاها و خدمات (قیمت)، دیگری بازار کار (دستمزد)، دیگری بازار سرمایه (نرخ بهره) و نهایتا بازار خارجی (نرخ ارز). اصلاحات اقتصادی باید این 4 بازار رو در کنار هم ببینه. اصلاح قیمت انرژی فقط بازار کالاها و خدمات رو می‌بینه اما تکلیف سه بازار دیگه در طرح مشخص نیست. بویژه در مورد نرخ ارز و نرخ بهره چشم‌انداز منفی وجود داره. من در ماه آینده در یک نوشته راجع به این موضوع در صنعت بحث می‌کنم.
4- راستی این وسط برای من عجیب نیست که دولت دنبال اینه که روی پولهای آزادشده کنترل بیشتر داشته باشه. غیر از این عجیبه. هر دولتی دنبال همینه. اون چیزی که برای من عجیبه اینه که روزنامه‌ای مثل دنیای اقتصاد که قراره روزنه امید ما باشه، که قراره نه فقط دعواها رو در افق امروز بلکه ویژگیهای مثبت لیبرالی خودش رو در افق گسترده‌تری ترویج بده اینقدر وسعت دید نداره که 4تا پاراگراف مخالفش اون هم از یک دوست کارشناس رو چاپ کنه.
فرید فرخی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط محمدصادق الحسینی در سه شنبه 3 آذر 1388, 7:56 am

به فرید فرخی:

1- در مورد مقدمه اولت: این طرح در اقتصاد ایران نه این چهارسال که در طول تاریخ اقتصاد ایران بعد از سال 52 ضروری است و حداقل بعد از سال 70 ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد. (خصوصا در سال هایی مثل 76 و 77 و 78 که قیمت نفت در اون حد قرار داشت. و البته تحقیقات بسیاری هم در این زمینه انجام شد که یادم هست که حداقل 2 طرح خیلی مهم مشابه همین حرف رو می زدن. ولی این طرح اجرا نشد!) بعبارت دیگر این حرفت حضی از حقیقت دارد، اما تمام حقیقت نیست. به این معنا که بله هزینه های اجرای دیر تر این طرح بالاتر می رود ولی هزینه های اجرای این طرح توسط این دولت(به دلیل بحران کارآمدی و نیز ابهاماتی که دولت در امر توزیع پدید آورده) را هم باید در نظر گرفت و این هزینه ها رو با هم سنجید. از نظر من و خیلی از دوستانی که دراین تالارها کامنت گذاشتن، دومی بر اولی می چربد بر همین مبنا مخالف اجرای آن هستن.
2- اینکه "فردا دولت عوض نمی شه". رو نمی فهمم. اگر منظورت ذات دولت و وجود دولت در اقتصاد است که خب معلوم است همه دولت ها یکسری منافعی دارند و آنها را پیگیری می کنند و بر همین مبنا تحلیل می شن و بله ذات دولت با رفتن و اومدن دولت ها عوض نمی شه. تحلیل ما هم عوض نمی شود. چیزی که عوض می شود همراهی منافع دولت با منافع بلندمدت اقتصاد است که به نظر من می تواند عوض شود در دولت های بعدی. در ضمن ما دولت کارآمد داریم، دولت ناکارآمد داریم، دولتی داریم که منافعش با مردم به هر دلیلی همجهت است،... دولتی داریم که بحران های کمتری دارد و ..... پس دولت ها با هم متفاوتند. و این مقدمه دومت هم وارد نیست.
3-نگرانی ات در مورد سازگاری سیاست ها در بازارهای مختلف کاملا صحیح است و در بالا هم دوستان و خود من هم به آن اشاره کرده ایم. اتفاقا این نگرانی نه تنها صحیحه بلکه بسیار جدی است. چرا که عدم سازگاری سیاست ها می تونه فقط مشکلات اصلاح اقتصادی رو نمایان کنه و مردم رو پریشان ولی سازگاری سیاست ها می تونه منافع اصلاح اقتصادی (منافع کوتاه مدت مدنظر است) رو هم نمایان کنه(اگر لازم باشه بیشتر در این مورد صحبت خواهم کرد) و همین باعث می شه که اقتصاددانان بالاتفاق بگن که آقا حالا که می خواین اصلاحات انجام بدین، اول بسته های اصلاح اقتصادی اتون رو در بازارهای مختلف روی میز بذارین بعد بصورت اولویت بندی شده شروع به اصلاح بفرمایید.(در مورد اولویت ها هم بنظرم اولا اصلاح قیمت ها اولویت اول نیست و این هم فراتر از این کامنته و اگر لازم شد اولویت ها رو هم تک به تک می شه راجع بهش صحبت کرد) بر مبنای همین نگرانی است که نگرانی هایی که من در بالا راجع به کارآمدی، قصد و شرایط دولت در حال حاضر عرض کردم تقویت و تشدید می شود. و نمی تونم بفهمم که دوستان با چه معیاری با وجود این نگرانی های فزاینده از این طرح دفاع می کنن.
4- در آخر هم بحثی که در اول و آخر کامنتت مطرح کردی و دوست ندارم جواب بدهم چرا که بی ارتباط با موضوع است اما مجبورم جواب دهم رو مطرح می کنم: من آدم ها را مقوله بندی! نمی کنم. من تنها وقتی یک سایتی، رسانه ای و بنگاه و سازمانی یک رویه ای دارد که در مطالب اصلی اش انعکاس می دهد، آن گرایش را رویه آن مکان می پندارم که البته پندار صحیحی است. چون راه دیگری جز این نداریم. مگر این که ذهن خوانی بدانیم که متاسفانه نمی دانیم! اما شما که از مقوله بندی بدت می آید،مثلا راجع به روزنامه دنیای اقتصاد شتاب زده قضاوت نکن و مقوله بندی! نکن و مباحث را به جایش مطرح کن و من را هم در آن قالب مقوله بندی! نکن. چون این امر ارتباطی به بنده و ارتباطی به این کامنت و ارتباطی به رستاک ندارد! ولی در مقام پاسخ گویی به عنوان یک فرد بیرونی عرض می کنم که اولا فکر نمی کنم دنیای اقتصاد، روزنه امید باشد! به خیالم روزنامه است! ثانیا، هر روزنامه خصوصی این حق را دارد که مطالبی را از دوستان کارشناس چاپ کند که فکر می کند قرین به صحت است نه چیزی را که درست نمی پندارد! چرا که این تعهد را به خوانندگانش دارد که این کار را بکند! این واژه لیبرالی را هم خراب نکنید. در یک سازمان و موسسه خصوصی، این مسئولان آنجا هستند که راجع به مسایل تصمیم می گیرند نه من و شمای لیبرال یا قایل به دموکراسی! شما که قایل به دموکراسی هستی ابتدا باید این را بپذیری!
محمدصادق الحسینی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: چهارشنبه 13 آبان 1388, 9:29 pm

ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط بابک رضایی در سه شنبه 3 آذر 1388, 9:11 pm

با سلام
با مروری بر وبلاگ ها و سایت های اقتصادی متوجه می شویم که اقتصاددانان و اقتصاد خوانانی که تا دیروز جز مدافعین پر و پا قرص آزاد سازی قیمت ها بودن، با ارائه لایحه دچار اختلاف نظر شدند و در جاهای مختلف دیده می شود که چه در ابعاد خرد و کلان و چه از منظر اقتصاد سیاسی نقدهای جدی به این طرح وارد می کنند و حتی در مواردی اجرای آن را به صلاح نمی دانند. شکی وجود ندارد که افرادی که دارای اندیشه راست در اقتصاد هستند با اصل آزادسازی قیمت ها مشکلی ندارند و همچنین معتقدند می بایست سایر برنامه های اصلاح اقتصادی از قبیل آزاد سازی نرخ ارز، آزادسازی نرخ بهره و... نیز طی یک برنامه زمانبندی و اولویت بندی شده انجام گیرد، ولی به نظر می رسد اختلاف نظر اصلی افراد این طیف در سه زمینه است:
1- مساله اصلی که بحث های زیادی هم حول آن شکل گرفته است، به این موضوع بر میگردد که آیا لازم است یارانه حذف شده به طور نقدی به مردم بازپرداخت شود؟اگر بنا است به طور نقدی به مردم در جهت جبران آنها پرداختی صورت گیرد، نحوه ی تقسیم آن چگونه خواهد بود؟ در حالی که دولت مدعی است که بخشی از کسری بودجه اش ناشی از پرداخت یارانه است، آیا درست است که یارانه ها را از کالا برداشته و به صورت نقدی پرداخت کنیم؟ آیا پرداخت یارانه نقدی در سال های آینده همین تعهدی را که پرداخت یارانه بنزین برای دولت ایجاد کرده است، برای دولت در قالب یارانه نقدی ایجاد نمی کند؟
2-مورد دوم که از منظر اقتصاد سیاسی قابل بررسی است، تردید در توانایی اجرایی دولت و نگرانی از نحوه ی بازتوزیع این درآمد قابل توجه توسط دولت است. عده ای از جمله فرید فرخی معتقد هستند هزینه ی اجرای طرح که سال ها انباشته شده است دیگر انتخابی برای دولت باقی نمی گذارد، اگر در سال های قبل دولت اجازه ی انتخاب داشت ولی امروز دیگر اجرای این طرح یک اجبار برای دولت است. در طرف دیگر بحث، که بیشتر صادق الحسینی با نوشتن در وبلاگ خود و کامنت هایش در اینجا آنها را نمایندگی می کند معتقد است ضعف کارشناسی که در اطراف دولت وجود دارد مانع از تهیه یک طرح مناسب شده است، دولت توان اجرایی مناسب را هم در این زمینه ندارد و از سوی دیگر با توجه به تصمیمات قبلی که در این 4-5 سال اخیر توسط دولت گرفته شده است یک نگرانی جدی در مورد نحوه بازتوزیع این درآمد وجود دارد. با اطمینان می توان این موضوع را مطرح کرد که اگر و باز هم اگر بازپرداخت نقدی یارانه ها کار درستی باشد و اگر و باز هم اگر بنا باشد دولت به یک گروه خاصی و یا تمام مردم بازپرداختی را از محل یارانه های آزاد شده انجام دهد، چه تضمینی مبنی بر اجرای درست این برنامه وجود دارد؟
3- وضعیت بنگاه ها در حالی که اقتصاد ایران وضعیت نامناسبی را سپری می کند، پس از اجرای این طرح چگونه خواهد شد؟ آیا می توان به ورشکستگی بنگاه ها و شرکت های خصوصی بی تفاوت بود؟ آیا می توان به راحتی از کنار بیکاری گسترده ای که اتفاق می افتد گذشت؟
این سه مورد ناشی از پیگیری مطالب وبلاگ ها و سایت های مختلف در این مدت بود، به هر حال ممکن هست این دسته بندی غلط بوده یا اشکال جدی به آن وارد گردد ولی به نظر من می تواند در با اصلاح در تاپیک های جداگانه در سایت مطرح شده و بحث ها را حول موضوعات خاص این طرح متمرکز کند و به نتایج بهتری منجر شود.
و نهایتا اینکه صادق عزیز، من قبول دارم که فرید و امیر و سروش به عنوان نویسندگان اصلی کافه اقتصاد از بخش هایی از طرح دفاع کرده اند ولی بدون شک نقدهای اساسی هم به آن وارد کردند، اگر من به شخصه به لحاظ اقتصاد سیاسی و نحوه ی بازتوزیع همواره از موضع مخالف این طرح صحبت کرده ام ولی فرید و امیر و سروش بیشتر سعی کرده اند بدون موضع گیری به نکات مثبت و منفی این طرح بپردازند. به هر حال قرار دادن آنها در جایگاه مدافعین طرح و هم ردیف کردن نظرات آنها با دکتر پژویان و اینکه آنها باید پاسخگوی ایرادات وارد به آن باشند درست نیست. نویسندگان اصلی کافه اقتصاد، کافه اقتصاد را یک پاتوق می دانند و با توجه به هدفی که از راه اندازی کافه اقتصاد داشتند یک جورایی باید نظر همه نویسندگان و پایه ثابت های کافه را نظر آنها بدانی و من فکر نمی کنم رویکرد دفاع از لایحه رویکرد غالب در کافه اقتصاد باشد.
بابک رضایی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط فرید فرخی در چهارشنبه 4 آذر 1388, 10:14 am

صادق جان
در مورد 1 من فقط نمی‌گم ضروریه بلکه می‌گم این مساله در یک افق 4 ساله اجتناب‌ناپذیره. من موافق نیستم که اگر این طرح مثلا 6 سال بعد اجرا بشه روی‌هم‌رفته بهتره. در مورد 2 هم منظورم همین دولته یعنی با توجه به مقدمه 1 تاکید روی دولت‌های بعدی ندارم. درباره 3 هم نظرات مشترکی داریم. درباره 4 هم بگذریم. پس بنظر میاد اصل تفاوت استدلال من و تو در مقدمه 1 هست. من در مورد بودجه و مسایل اطرافش در حد وسع خودم و دانشکده‌مون تحقیقاتی کردم و مبتنی بر همون هم دارم نظرم رو می‌گم. شما اگر استدلالت رو دقیق‌تر و بویژه کمی‌تر بیان کنی یا در این زمینه تحقیقی معرفی کنی که مخالف نظر من نتیجه‌گیری کرده من حتما میرم با نگاه ویژه می‌خونمش و اگر ببینم کارش واقعا خوبه حاضرم نظرم رو تعدیل کنم.
فرید فرخی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط هانی کریمی در جمعه 6 آذر 1388, 8:48 am

با سلام
دوستان بحث های تخصصی و سیاسی موضوع رو به خوبی پیش بردن تا اینجا و من صرفن چند مطلب رو مطرح میکنم در مورد یک بحث فرید فرخی و صادق الحسینی و سه مورد مطرح شده توسط بابک رضایی. البته خوشحالم که فرید و صادق به توافق عدم توافق در مورد یک دیالگشون دست پیدا کردن و میشه استفاده بیشتری از گفتگوی اونها برد.
مورد یک دیالوگ صادق و فرید: من هم با دو زاویه دیدی که صادق پست قبلی مطرح کرده موافقم و موافقم که این دولت توانایی مثال زدنی در نابود کردن کلیه جنبه های مثبت چنین طرحی داره. ولی سوالی که مطرح میشه برام اینه که سیاست گذار در ایران صرف دولت و طرفدارانش نیستند و در نتیجه آیا واقعن راه حلی قانونی برای کاهش قدرت تخریب طرح توسط دولت قابل تصور نیست که از مجلس یا مجمع تشخیص انتظار تصویب و اعمالش رو داشت؟
موارد سه گانه بابک رضایی:
1- خیر لزومی به پرداخت نقدی وجود ندارد. البته دولت حاضر به لحاظ ماهیتی و شرایط قانونی انتخاب دولت ها تمایل به این کار پیدا میکند. اگر طرح توسط مجلس تهیه و ابلاغ شده بود شاید دولتی دیگر و بدون پرداخت نقدی هم از اجرای اون استقبال میکرد اما دولت حاضر برای ایجاد پایگاه اجتماعی راهی ساده تر از پرداخت مستقیم پول از جیب منتقدان به جیب طرفدارانش نداره و باید برای جلب طرفدار این موضوع رو جار بزنه. در مورد مشکلات آتی هم پاسخ مثبت خواهد بود، دولت های بعدی باید با این مشکل که چه موقع یارانه نقدی رو حذف کنند با مجلس و مردم بحث و جدل کنند.
2و3- هیچ تضمینی برای اجرای درست توزیع نقدی یارانه ها وجود ندارد. این موضوع به نظر من هم باعث نارضایتی گسترده طبقه متوسط جامعه خواهد شد و همزمان با ایجاد تورم گسترده، رضایت گروه های هدف دولت رو هم کاهش میده. این ماجرا با عملکردی که از این دولت ( شخص رییس دولت) سراغ داریم و هدفی که دولت از پرداخت نقدی داره و حتی به وضوح اعلام هم میکنه، نتیجه ای جز تعطیلی بنگاههای اقتصادی و رشد نرخ بیکاری و در نتیجه آشوبهای خیابانی و گسترده نخواهد داشت.
هانی کریمی
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط مهدی بهکیش در شنبه 7 آذر 1388, 9:42 am

دوستان اقتصاددان

بحث هاي مطرح شده در اين تالار همه از نگراني شديدي حكايت دارد كه آثار هدفمندسازي يارانه انرژي ميتواند در پي داشته باشد. در حالي كه همه بر آثار مثبت آن بر تصحيح قيمتها و كمك به كاركرد اقتصاد بازار معترف هستيم . البته اگر به صورت مناسب پياده شود......

به نظرم يكي از مشكلات آن است كه هيچ كس به درستي نميداند كه هدفمند كردن يارانه انرژي چه آثاري بر بخش هاي مختلف اقتصادي خواهد گذاشت تا بتوان سياست هاي جبراني يا تصحيحي مناسب را انتخاب كرد. اين امر صرف نظر از آن است كه چه دولتي و با چه مشخصاتي اين مهم را به عهده گيرد .

پيشنهادم اين است كه مجلس را قانع كنيم تا قبل از تصويب لايحه يك كار تحقيقاتي انجام دهد. براي اين امر اقتصاد را به حدود 10 بخش تقسيم كند و بررسي آثار هدفمند سازي بر آن بخش را به يك موسسه تحقيقاتي ( ترجيحا" خصوصي ) با محوريت مركز پژوهشهاي مجلس بسپارد. طراحي نظارت و جمع بندي را ميتواند آن مركز راسا" به عهده گيرد.

اين كار ميتواند در 6 ماه انجام پذيرد و در آن زمان همه ميتوانند با دقت بيشتر در اين باره تصميم گيري يا اظهار نظر نمايند. هر چند ميدانيم كه اين كار در شرايط حاضر قدري غير ممكن به نظر ميرسد. ولي اگر مثبت است تلاش خود را انجام دهيم.
مهدی بهکیش
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه 26 آبان 1388, 2:05 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط مسعود در دوشنبه 9 آذر 1388, 9:34 pm

با سلام خدمت همه بزرگواران:
مسعود هستم ( با اجازه از دکتر نیلی )
با توجه به اینکه دوستان این سایت همه از طرفداران اقتصاد ازاد هستند بنظر بنده بحث اندر باب اجرای شدن یا نشدن هدفمند شدن یارانه ها بی مورده ( ولی باز به نظر مخالفان با علاقه گوش می دهیم ) ولی من نکاتی که برام مبهم وسوالی شده رو می خوام مطرح کنم که به سازوکار اجرایی این طرح می پردازه :
1_ ایا هدف از حذف یارانه ها حذف یارانه مصرفیست یا به یارانهایکه به تولید کننده های کشاورزی و صنعتی داده میشه هم تعلق می گیره ؟
و اکه تعلق می گیره ایاسازو کار و قانونی برای کمک به بخش خصوصی برای رقابت در بازار تا دوره ای که خودش رو اماده کنه ( رو پای خودش وایسه) وجود داره
2 _ ایا سازو کاری برای قانون کار در نظر گرفته شده ؟ ایا قانون حداقل دستمزد تغییر می کنه؟ ایا برای یبازار سرمایه و نرخ ازاد بهره برنامه ارایه شده ؟ ایا شیوه تعیین نرخ ارز و خروج سرما یه توجه ای شده ؟
بنظر من اگر این طر ح به این شکل بی ضابطه و بدن قانون و برنامه رزی و بدون روش پلکانی اجرا بشه ( مخصوصا" در بخش تولید ) هیچ پیشبینی دقیقی از اینده اقتصاد ایران با این وضعیت اون امکان نداره ............( در مورد یارنه بخش مصرف موافق اجرا بدون مرحله هستم و افزایش قیمتها بعد از اجرا از مواهب اونه چون بازار عوامل تولید رو به تحرک وا میداره )
3_ کسی موافق پرداخت یارانه هاست ؟
من به شخصه ب هر گونه پرداخت یارانه ( به هر شکل مخالفم ) چون اصلا" باز همین اثرات را در مسیر بودجه و نقدینگی و بازار مالی دارره
تازه افزایش کاذب تقاضا داره و سواستفاده سیاسی ...............)
اگر جه فکر کنم دولت اینقدر کسری داره که چیزی واسه پرداخت نمی مونه...................
مسعود
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط Hassan Dibadj در چهارشنبه 11 آذر 1388, 7:20 pm

Predicting what will happen (does the new reform move the whole system system more towards the long term equilibrium ) is quite complex . At least with respect to prices, we know already prices are so below the real market prices that any move in that direction helps to adjust the prices,
at least for a while until inflation 
distorts the prices again!

However, I think it is really crucial not to allow politicians to label these policies under the economic liberation or market reform.
Hassan Dibadj
 

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سهند در دوشنبه 16 آذر 1388, 4:32 pm

با درود فراوان
خانم یا آقای ایرانی به نظر بنده شما به اقتصاد آزاد تمایل چندانی ندارید به نظر بنده اقتصاد دولتی و بازار آزاد مکمل یکدیگرند
آقای علی سر زعیم که استفاده اغنیا از کالاهای عمومی بیشتر را درست نمی دانید و راه حل آنرا توزیع نابرار یارانه ها می دانید. باید بگویم اقتصاد اخلاقی بارها و بارها رد شد فردی زحمت می کشد و به جایی می رسد حق دارد آنگونه که به مطلوبیت میرسد خرج کند اشکال از آدم های فقیر و غنی نیست.
جناب آقای بابک رضایی بحث مخالفت با این طرح از سر لج و لجبازی نیست همه ی اقتصاد دانان با این طرح موافقند اما بحث در رابطه با خود طرح نیست بلکه در رابطه با اجرای آن است همچو موافقت آدم ها با خوب بودن انسان ها اما این خوب بودن چه تعریف می شود به تعداد انسان ها متفاوت است ! در مورد سوالت هم با خانم هانی کریمی موافقم لزومی به پرداخت نقدینگی نیست برای مثال تاکیید من بر کالاها و فرصت های جایگزین است و بازنگری در صنعت است.

منبع نوسانی ___ پرداخت نقدینگی ____ افزایش نقدینگی _____ تورم ____ کاهش نرخ ارز _________ زمین خوردن تولید کننده داخلی
سهند
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: جمعه 13 آذر 1388, 8:09 am

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط بابک رضایی در چهارشنبه 18 آذر 1388, 9:53 pm

با سلام
سهند عزیز، نکته اول اینکه بنده اصلا صحبتی از لج و لج بازی نکردم، شما اگر کامل هم نوشته من را بخوانید متوجه می شوید که بنده خودم در مورد اجرای طرح مشکل دارم و در دسته بندی بالا بیشتر اشکلات اقتصاد سیاسی طرح برایم پر رنگ است، در واقع بیشتر نظراتم همراه با نظرات صادق الحسینی است. سوالی که مطرح کردم این بود که چرا بین افراد مختلف که از قضا بنده افتخار شاگردی آنها را داشته ام یا از کتاب های ایشان کارکرد بازار و اقتصاد مدرن را یاد گرفتم و یا بخشی دیگر از دوستان من هستند، در مورد این طرح اختلاف وجود دارد، بنده اصلا حرفی از لج و لج بازی نزدم، اتفاقا دقیقا یک بحث کاملا علمی مطرح هست، می توانید به وبلاگ علی سرزعیم یا کافه اقتصاد یا وبلاگ صادق مراجعه کنید. اکثرا مخالفت ها با یک دلیل و منطق علمی مطرح می شود. اگر هم دوباره کامنت من را مطالعه کنید، می بینید من نظرات را دسته بندی کردم و آنها را در قالب سوال مطرح کردم.
اما در مورد پیشنهاد شما، من هم مثل شما با پرداخت نقدی آن مخالف هستم و فکر می کنم در این بین پولی نیست که بخواهد تقسیم شود، اگر هم بنا است تقسیم صورت بگیرد باید صرف کالاهای عمومی شود که همگان از آن بهره مند شوند. اما راه حل شما مبنی بر تاکید بر کالاها و فرصت های جایگزین و بخصوص فرصت های جایگزین را متوجه نمی شوم. بحث بازنگری در صنعت هم به نظر من خیلی کلی است، در چه چیز صنعت بازنگری باید انجام دهیم؟
بابک رضایی
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: شنبه 7 آذر 1388, 2:20 pm

Re: ماجرای یارانه نقدی

پستتوسط سهند در سه شنبه 24 آذر 1388, 6:23 pm

با درود فراوان
بابک عزیز بابت توجهت سپاسگذارم و البته ایراد به جایی که از حرفام گرفتی و به اینخاطر پوزش می طلبم من 3 بار جوابت را دادم اما هر سه بار برایم از طرف سایت میل شد که (( این پست مبحث را از هدف دور می کند ))
فقط می تونم بگم ما با این طرح و پول هایی که از این راه به دست می آوریم خیلی کار می تونیم بکنیم بهتر از پرداخت یارانه نقدی از جمله مواردی که بهت خواهم گفت.
در کل اثرات منفی بعدی که ناشی از پرداخت یارانه نقدی است خیلی بد تر از اثرات مثبت آن است
بدرود
سهند
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: جمعه 13 آذر 1388, 8:09 am


بازگشت به هدفمند کردن یارانه‌ها

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان

cron