آقا دکتر ممنونم از توجهتون و پاسختون . چند نکته برای روشن شدن بحث و ادامه یافتن آن عرض می کنم:
1-درست است که این مشکل سیاستمداران است و خودشان هم این مشکل را ایجاد کرده اند، ولی بالاخره یک مشکل واقعی ما در این برهه از زمان است و راه حل های واقعی می طلبد. منوط کردن راه حل به واقعی بودن هم از این جهت است که قابلیت اجرا داشته باشد.(چیزهایی که در اقتصاد سیاسی رفرم روی آن بحث می شود) بالاخره گویا سنگی که یک سیاستمدار در چاه می اندازد هزار اقتصاددان هم نمی توانند از چاه بیرون بیاورند!!!
2-در مورد هزینه فرصت هم که سخن شما کاملا صحیح است. اما بالاخره این واقعی کردن قیمت ها یک مابه ازایی برای دولت ایجاد می کند که هرچند به مقدار هزینه فرصت آن نیست ولی به هرحال قابل تقسیم است .
3- در مورد توزیع مستقیم هم به دلیل آنچه در قسمت یک و دو همین نوشته آمده است، به نظرم طرح شما در مورد توزیع مساوی عملا آلترناتیو جدی دیگری بجز پرداخت به کمیته امدادی ها و بهزیستی ها ندارد.
4-آنچه به نظرم باعث شفاف شدن موضوع می شود، نپرداختن به بحث انگیزه های دولتی و پرداخت صرف به مباحث تئوریک و همچنین نتایج واقعی کردن قیمت های نسبی و امکان یا عدم امکان ان است. در این جا این سوال به صورت مشخص مطرح است که واقعی شدن قیمت های نسبی در اقتصاد ایران در همین برهه از زمان چگونه ممکن است در صورتی که منجر به شورش های گسترده و نوسانات شدید سیاسی نشود؟ (با این فرض بدیهی که واقعی کردن قیمت های نسبی در اقتصاد ضروری است)
ایشالله که بقیه دوستان هم مشارکت کنن!
