امعه ای روی این کره خاکی وجود ندارد که در آن بتوان از آزادی سیاسی سخن گفت، مگر این که در آن آزادی اقتصادی و بازارهای آزاد پاگرفته باشند. به ویژه تاریخ سه دهه اخیر بیانگر آن است که بازارهای رقابتی پیش شرط آزادی سیاسی است، هرچند که خود به خود به آزادی سیاسی نمی انجامد و هرچند که مثلا در امارات یا عربستان به آزادی فردی و سیاسی نرسیده است.
در اوج توان و خلاقیت اش و سرشارتر از همیشه برای خدمت به آب و خاکی که به آن عشق می ورزد، استاد محمد طبیبیان را ناخواسته و پیش از موعد بازنشسته می کنند. اگر در آن دیار، میلتون فریدمن را حتی پیش از سن ۹۰ سالگی در دانشگاه استانفورد و کینث گالیریت را پس از ۷۰سالگی در دانشگاه هاروارد نگاه می دارند، اما در این مرز و بوم استادان برجسته اقتصاد کشور را حتی قبل از پایان دوره رسمی خدمت خود بازنشسته می کنند تا شاید کمتر از تورم و ریشه های آن سخنی بگویند و با کاهش دستوری نرخ بهره مخالفت نکنند. طبیبیان از جمله آن گروه از اقتصاددانانی است که به خوبی می دانند چه چیزی اقتصاد خوب را از اقتصاد بد جدا می کند. او به اصل بازارهای آزاد و دولت کوچک سخت معتقد است. در حال حاضر، وی یکی از برجسته ترین اقتصاددانان معتقد به بازار آزاد در کشور ما است. از دل آزادی اقتصادی است که دکتر طبیبیان آزادی انسان را پی می گیرد و ناخواسته از دیار آزادی سیاسی سر در می آورد. از همان آغاز دهه ۶۰ است که طبیبیان از آزادسازی بازارها سخن می گوید یعنی در جوی که تقریبا همگان کنترل دولت و ملی شدن دارایی های بخش خصوصی را به مثابه اصل پذیرفته اند. آنگاه که در نیمه اول دهه ۶۰ و بعد از روزهای هیجانی انقلاب، طبیبیان از اقتصاد بازارمحور سخن به میان آورد، فضای روشنفکری جامعه ایران تفاوتی عظیم با شرایط امروز کشور داشت. در آن ایام، تفکرات شبه سوسیالیستی بر کشور حاکم بود. آنانی که آن تفکرات را مردود می دانستند، افرادی نامتعارف و وصله ناجور تلقی می شدند. از آن زمان تا امروز، دیدگاه های سوسیالیستی البته تغییر کرده است و اهمیت بنگاه های خصوصی و مالکیت فردی و خصوصی تا حدی شناخته شده است، اما نه تا به آنجا که طبیبیان و همفکرانش می خواهند. البته، می توان گفت که متٲسفانه تغییر، بیشتر در کلام و گفتار و شاید افکار است، تا در عرصه عمل. بی شک همه می پذیرند که حتی نسبت به دهه ۶۰، دولت بزرگ تر هم شده است. دکتر محمد طبیبیان می داند که جامعه ای روی این کره خاکی وجود ندارد که در آن بتوان از آزادی سیاسی سخن گفت، مگر این که در آن آزادی اقتصادی و بازارهای آزاد پاگرفته باشند. به ویژه تاریخ سه دهه اخیر بیانگر آن است که بازارهای رقابتی پیش شرط آزادی سیاسی است، هرچند که خود به خود به آزادی سیاسی نمی انجامد و هرچند که مثلا در امارات یا عربستان به آزادی فردی و سیاسی نرسیده است. طبیبیان معتقد است که ایران متکی به یارانه و بودجه دولتی رشد نخواهد کرد. برایش چون روز روشن است که اقتصاد دولتی برای مردم رفاه نمی آورد و اقتصاد دولتی مانع رشد است. منابع مالی حاصل از فروش نفت به دولت اجازه می دهد به نوعی که دوست دارد اقتصاد را بچرخاند و این نوع دلخواه طبیبیان نیست و فراتر از آن حتی نسبت به آن بسیار بدگمان است. منابع دلاری نفت به دولت اجازه می دهد که خود را بزرگ و بزرگ تر کند، در حالی که به قدر کافی فربه است. غصه بزرگ طبیبیان آن است که به هر جای کشور که می نگرد، بازار خصوصی یا بازار آزاد بازاری که به تصمیمات آزادانه و داوطلبانه طرف های ذی نفع متکی باشد نمی بیند و تقریبا در همه جا، نشانه های بازارهای دولتی سربرافراشته اند. دانش وی از تاریخ معاصر جهان و ایران به او یادآور می شود که تنها بازار آزاد است که همکاری داوطلبانه و آزاد بین مردم را دامن می زند. الزام بازار آزاد نبود اجبار و دستور است. مردم با یکدیگر داوطلبانه معامله می کنند، نه این که به دستور دیگری، ارشاد دولت، یا اجبار ثالثی با یکدیگر مبادله و معامله کنند. جوهره آزادی انسان، هم چنان که در بازار آزاد و رقابتی نهفته است، عبارت است از آزادی انسان برای اخذ تصمیمات خود، بدون این که مانع تصمیمات دیگران شود. چنین موضوعی بیان می کند که چرا بازارهای آزاد و خصوصی تا حد زیادی از آزادی انسان ها تفکیک ناپذیرند. طبیبیان قبول ندارد که دولت ها، هرچه قدر هم که خیرخواه و خدمتگزار باشند، می توانند نتایج اقتصادی ای بهتر از بازار آزاد و رقابتی فراهم آورند. تاریخ معاصر ایران وی را آگاه ساخته است که بیشتر حاکمان بر این اعتقادند که می دانند چه چیزی برای مردم خوب است و بهتر از مردم مصلحت آنان را می دانند و به دنبال قدرت اند تا مردم را به اقداماتی وادارند که به نفع خودشان است. اگر مشکل اصلی نظام های کمونیستی، دولت های بسیار بزرگ، دخالت گر و قدرتمند بوده است، طبیبیان می داند که کشورهای در حال توسعه نیز در معرض خطر چنین گرایش هایی هستند. وی بدین باور رسیده است که سرچشمه همه مشکلات امروز جامعه ایران، دولت بزرگ و مداخله گر در امور مردم است. می داند که دولت ها وظایف معین و مؤثری دارند، اما نگران است که اگر فراتر از آن وظایف روند، الزاما مرز آزادی های فردی و اقتصادی را مخدوش می کنند. محمد طبیبیان معلم دانشگاه کم رقیبی است مناظره با او سخت و مهیب است در مقام سیاستگزار کلان کلامش پرنفوذ و مجاب کننده است و خلاصه کلام این که دانشمند و محققی خط شکن و پیشروست. بازنشسته کردن اداری محمد طبیبیان ممکن است، اما استاد طبیبیان در عرصه اقتصاد ملی ایران بازنشسته ناشدنی است. دانشجویانش می دانند که ۳۰ سال دیگر در خدمت استاد خواهند بود.
منبع: شرق



