شنبه ۲۴/مرداد/۱۳۹۴ در ۱۰:۳۳:۴۰

کدام دولت از منابع نفت بیشتر در اختیار داشت؟

دکتر محمد طبیبیان

پیوسته در مباحث اقتصادی و سیاسی پیرامون این سئوال که کدام دولت بیشترین میزان در آمد نفت را در کشور ما در اختیار داشته مطالبی در جراید و محافل مطرح می شود.

معمولآ نتیجه گیری که انجام می شود نیز با این تورش همراه است که در زمان جنگ و یا زمان کاهش شدید قیمت نفت در سالهای بعد از ۱۹۸۰ “با میزان کمتری منابع از محل در آمد نفت کشور را اداره کرده اند”. برای ارائه پاسخ دقیق به این پرسش بایستی به چند نکته توجه کرد. اول صروری است به میزان در آمد حاصل از صادرات نفت که به صورت معمول به قیمت جاری و به صورت در آمد دلاری حاصل از صادرات نفت و گاز نصیب دولتها شده است توجه کنیم. مقایسه ها معمولآ بر اساس این ارقام انجام می شود که مقایسه صحیحی نیست. زیرا این ارقام بایستی برای دو عامل دیگر نیز تصحیح شود. از آنجا که دولتهای مختلف در در دامنه زمانی با فاصله قابل ملاحظه بر سر کار بوده اند، دو عامل دیگر را نیز بایستی در نظر گرفت. یک عامل قدرت خرید دلار در بازار های بین المللی است. به این معنی که در بعضی مقاطع تاریخی که ارزش اسمی نفت پائین بوده و تعداد دلار حاصله کمتر، لکن قدرت خرید بالاتر دلار ارزش واقعی آن میزان در آمد را بیشتر از سالهای بعد که ارزش دلار پائین آمده لکن قیمت اسمی نفت بالا می رفته است قرار داده. نکته دوم نیز مسئله جمعیت کشور ما است. جمعیت کشور در این سی سال با رشد قابل توجهی رو برو بوده است. به این معنی که اگر در بعضی سالها در آمد حاصل از صادرات نفت و گاز کمتر بوده لکن جمعیت نیز کمتر از سالهای بعدی بوده است. بنابر این با احتساب این سه عامل مبنای منطقی مقایسه فقط در آمد نفت و گاز به قیمت ثابت سرانه است. یعنی ابتدا در آمد حاصل از صادرات نفت و گاز در سالهای مختلف را بایستی بر حسب میزان تورم ( کاهش ارزش) دلار تبدیل به قیمت ثابت نموده و به جمعیت همان سال تقسیم کنیم تا به صورت در آمد حاصل از نفت و گاز به قیمت ثابت و سرانه تبدیل شود و آنگاه این ارقام را در دوره تصدی دولتها مقایسه کنیم.

با توجه به ملاحظات ذکر شده در بالا، در این برسی در آمد نفت و گاز کشور از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۸۷ بر حسب قیمت های ثابت سال ۱۳۸۷ تبدیل شد و به جمعیت کشور در هر سال تقسیم گردید تا در آمد به قیمت ثابت سرانه برای هر سال بدست آید. این ارقام نیز برای دولتهای مختلف به صورت میانگین سالهای دولتها محاسبه گردید. نتیجه این محاسبه به صورت خلاصه در نمودار ۱ زیر ترسیم شده است. میزان در آمد در دسترس سرانه سالانه در زمان آقای احمدی نژاد حدود ۱۰۰۰ دلار برای هر شهروند ایران و در درجه دوم در زمان آقای موسوی حدود ۶۹۰ دلار و در زمان اقایان هاشمی و خاتمی حدود ۴۰۰ دلار سرانه به قیمت ثابت در هر سال بوده است. به این ترتیب دولتها بر اساس در اختیار داشتن در امد نفت عبارتند از دولت آقای احمدی نژاد، اقای موسوی، و در رتبه آخر آقایان هاشمی و خاتمی قرار می گیرند.

با توجه به ارقام فوق می توان کار آنی دولتهای مختلف در به کار گیری این میزان منابع را در پیشرفت کشور و بهبود زندگی مردم نیز بررسی کرد. به این معنی که آیا از این امکان بالقوه سرانه، دست آورد در خور و متناسبی برای مردم ایجاد شده و یا این منابع صرف ناکار آئی های نسبی دولتها شده است؟ یعنی اگر هر ایرانی می توانسته با توجه به در آمد های مزبور به طور متوسط و سرانه از ارقام فوق بر خوردار بوده باشد ایا عملآ این برخورداری تحقق یافته است یا نه؟ برای پاسخ به این پرسش نیز یک روش این است که به کار آنی نسبی استفاده از در آمد های نفت و گاز در سالهای مختلف توجه کنیم. برای این منظور تولید ناخالص داخلی بدون نفت به قیمت ثابت را به در آمدم نفت به قیمت ثابت تقسیم می کنیم و روند آن را برای دوران دولتهای مختلف ترسیم می نمائیم. به این معنی که در آمد نفت به قیمت ثابت را به صورت یک نهاده در نظر گرفته و تولید ناخالص داخلی بدون نفت به قیمت ثابت را به عنوان ستانده تصور کرده و نسبت تولید به نهاده را محاسبه و مقایسه می کنیم. این ارقام برای سالهای مختلف محاسبه شده و در نمودار زیر ترسیم شده است. از آنجا که برخی نوسانات موردی نیز در این کمیت دخیل بوده است روند مزبور به صورت منحنی برازش شده در داده ها نیز ترسیم شده که با منحنی پر رنگتر در نمودار نشان داده شده است. این نمودار تشان می دهد که با افزایش در آمد نفت در اختیار دولتها ریخت و پاش و عدم کار آنی نیز افزایش می یافته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *