شنبه ۲۴/مرداد/۱۳۹۴ در ۱۰:۳۰:۵۳

چهار سوال از داوطلبان محترم ریاست جمهوری

آیدین ریاحی

با توجه به اینکه نامزدهای محترم ریاست‌جمهوری همگی مدعی داشتن برنامه و نگرش اقتصادی هستند، و با در نظر گرفتن این مطلب که تمامی آنچه تا کنون در رسانه‌ها در مورد سیاست‌های اقتصادی نامزدها مطرح شده بیشتر معطوف به کلی‌گویی و چگونگی توزیع درآمد بی‌پایان نفت در میان مردم بوده است، از نامزدهای محترم تقاضا دارم با در نظرگرفتن واقعیاتی که ذیل شماره‌گذاری شده‌اند، به سوالاتی که در انتهای این نوشتار مطرح شده در صورت امکان پاسخ دهند.

شایان ذکر است که ممکن است نامزدهای محترم یا نمایندگان آنان، با آنچه تحت عنوان واقعیات مطرح شده، موافق نباشند، در این صورت، علاوه بر پاسخ به سوالات، دلائل مخالفت خود را نیز اعلام کنند.

۱- کلیه تجربیات و دانش کنونی بشر حاکی از آن است که شرط لازم برای توسعه اقتصادی، همجواری عوامل ذیل است:

  • برخورداری از سرمایه‌ فیزیکی (و مالی) کافی
  • برخورداری از سرمایه‌ انسانی و سرمایه‌گذاری قابل توجهه در توسعه نیروی انسانی
  • برخورداری از نهادهای سیاسی و اقتصادی مناسب: قواعد بازی در جامعه و ساختار نظام انگیزشی حاکم بر تعاملات اجتماعی باید تشویق‌کننده سرمایه‌‌گذاری خصوصی، فعالیت اقتصادی توسط بخش خصوصی بر اساس انگیزه سود‌جویی شخصی (تاکید بر “سودجویی” و “شخصی” است) باشند. صیانت، تنفیذ و احترام به حقوق مالکیت باید مهم‌ترین دغدغه دولت باشد. دخالت دولت در بازارها، باید در سطح حداقل ممکن قرار گیرد. (توجه شود که “حداقل ممکن” دارای تعریف و معیار مشخص است و یک معیار دلبخواهی نیست).

۲- اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی است، یعنی حیات آن وابسته به تزریق مداوم درآمد نفت است. رشد اقتصادی بسیار کمتر از ظرفیت اقتصاد و اهداف برنامه‌ها است و بیکاری و تورم افزایش یافته است. حکومت و نهادهای وابسته تقریبا در تمامی بازارها به شکل فعال حضور دارند و سیاست‌ها و قوانین موجود به هیچ‌وجه مناسب فعالیت بخش خصوصی نیستند.

۳- دولت با کسری بودجه مواجه است. نظام یارانه‌ای، کلیه تصمیمات سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را مختل کرده است در حالی که این زیرساخت‌ها (انرژی، آب‌وفاضلاب، مخابرات، راه‌ها و امثالهم) فرسوده و نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم هستند و سرمایه‌گذاری کافی در این بخش‌ها شرط لازم برای رشد و توسعه اقتصادی است.

۴- به دلائل گوناگون، محیط کسب‌وکار ایران دارای ریسک بالا برای سرما‌یه‌گذاران خارجی است و با تداوم این وضعیت ظرفیت جذب سرمایه‌گذاران خارجی (که هم توانایی مالی و هم از دانش فنی و مدیریتی تراز اول برخوردار باشند) وجود ندارد. ضمن آنکه بحران اقتصادی در جهان، به طور کلی عرضه این سرمایه‌ها را محدودتر از گذشته کرده است.

۵- سیاست‌های خارجی دولت اجازه برقراری ارتباط اقتصادی مستمر با کشورهای توسعه‌یافته (که صاحب سرمایه کافی و برخوردار از دانش فنی و مدیریتی تراز اول هستند) را نمی‌دهند. ضمن اینکه کنترل و تعیین جهت برای بخش قابل توجهی از سیاست‌های خارجی، از اختیار دولت خارج است.

۶- علی‌رغم شکل‌گیری حساب ذخیره ارزی و به رغم درآمد رویایی نفتی در طی ۴ سال گذشته، دولت پس‌انداز چندانی برای مواجهه به نوسانات اقتصاد کلان و مقابله با رکود ندارد. سیاست‌های دولت باعث افزایش اشتهای جامعه برای مصرف درآمدهای نفتی شده است. بازار نفت در رکود نسبی است و انتظار نمی‌رود در آینده نزدیک بهبود یابد.

 

سوالات:

  • آن دسته از نامزدهای محترم که خواهان توزیع پول نفت در میان مردم هستند، با توجه به نیاز کشور به سرمایه و کسری بودجه مستمر دولت، ظرفیت محدود جذب سرمایه‌گذاری خارجی، و چشم‌انداز اقتصاد جهانی و بازار نفت، چگونه و بر اساس چه توجیهاتی خواهان توزیع پول نفت هستند؟ آیا این سیاست منجر به توسعه اقتصادی می‌شود؟ چگونه؟
  • نامزدهای محترم، چه برنامه‌ای برای در جهت تامین‌ سرمایه مالی و فیزیکی مورد نیاز زیرساخت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری بیشتر در نیروی انسانی دارند؟
  • نامزدهای محترم، چه برنامه‌ای در جهت کاهش حجم دولت، آزادسازی بازارها، تنفیذ و صیانت از حقوق مالکیت، و به طور کلی اصلاحات نهادی دارند؟
  • سیاست‌های خارجی مدنظر نامزدهای محترم که تامین‌کننده منافع اقتصادی ایران باشند، کدام است؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *