پنجشنبه ۵/شهریور/۱۳۹۴ در ۰۷:۵۴:۵۰

پس از تحریم کدام چالش‌ها خودنمایی می‌کنند

دکتر هادی صالحی اصفهانی استاد اقتصاد دانشگاه ایلی‌نوی در اوربانا – شمپین است. او چند روز پیش که به تهران آمده بود در جمع کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی حاضر شد و تحلیلی از چالش‌های برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصاد در پساتحریم ارایه داد. او در این سخنرانی کارشناسی پیش از ورود به بحث اصلی ۷ چالش اصلی کسب و کار ایرانیان و جامعه ایرانی در سطح کلان اقتصاد را بازگو کرد.
پس از تحریم کدام چالش‌ها خودنمایی می‌کنند

به گمان او در حالی که شاید در کوتاه‌مدت نرخ ارزهای معتبر در بازار ارز ایران روندی فزاینده نسبت به پول ایران داشته باشند اما در میان مدت «ورود دلار بیشتر موجب کاهش قیمت ارزها از جمله دلار در چند سال آینده» خواهد شد. این در حالی است که برخی اقتصاددانان معتقدند باز شدن فضای دادوستد با خارجی‌ها شاید میزان تقاضای واقعی و موثر در بازار ارز را افزایش داده و نرخ ارزهای معتبر از جمله دلار را نیز افزایش دهد.
به گمان این اقتصاددان «کاهش رقابت‌پذیری تولید داخلی» در مقایسه با کالاهای مشابه خارجی نیز از چالش‌های اقتصاد ایران پس از تحریم است. در صورتی که پیش‌بینی اول دکتر هادی صالحی اصفهانی مبنی بر کاهش نرخ ارز رخ دهد، اتفاق دوم قطعی خواهد بود و واردات ارزان مانع رقابت‌پذیرتر شدن تولیدات داخلی خواهد شد. علاوه بر این هادی صالحی اصفهانی باور دارد که «افزایش بیکاری در کوتاه‌مدت و میان‌مدت» رخ می‌دهد که یک اتفاق منتظره در صورت رخدادهای اول و دم خواهد بود.
در شرایطی که قدرت رقابت کالاهای ایرانی کمتر شده و مصرف کالاهای خارجی جای مصرف کالاهای ایرانی را بگیرد، به طور طبیعی تولید و سرمایه‌گذاری داخلی روندی کاهنده پیدا می‌کند و تقاضا برای کار کمتر می‌شود. به گمان این اقتصاددان در این وضعیت است که تنوع تولید داخلی نیز کاهش می‌یابد و امکان کمتری برای بهره‌برداری خلاق از امکانات و استعدادهای متنوع و توانایی کمتر برای نوآوری در تولید و فناوری نیز از پیامدهای پس از تحریم خواهد بود.

راهکارهای مقابله
به گمان هادی صالحی اصفهانی وفور و افول درآمدهای ارزی از مسایل مهم ایران در دهه‌های اخیر به ویژه در دهه سپری شده است. به این معنی که در دهه ۱۳۷۰ ناگهان قیمت نفت در بازارهای جهانی سقوط کرد و برنامه‌های دولت از تعادل خارج شدند. این اقتصاددان معتقد است «نوسان درآمد ارزی» که مقدار آن وابسته به درآمد حاصل از صادرات نفت است مهم‌ترین مشکل ایران بوده و هست و تا زمانی که میزان درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت سهم غالب در کل درآمدهای ارزی دارد، این مشکل پابرجاست.
علاوه بر این اقلام صادراتی عمده ایران مثل معیانات گازی و محصولات پتروشیمی نیز به نوعی ادامه درآمدهای حاصل از صادرات نفت است. نوسان همزما و سه‌جانبه صادرات نفت، صادرات غیرنفتی و قدرت خرید دلار در سال‌های اخیر مشکل‌ساز بوده است. با توجه به ضعف‌های صادرات ایران ممکن است تکیه بر «صادرات کالاهای مستقل از نفت» برای جایگزینی صادرات نفت تحلیل عینی و دقیقی نباشد.
این اقتصاددان تاکید می‌کند قیمت نفت صادراتی ایران که در بازارهای جهانی و خارج از اراده ایران تعیین می‌شود از مسیرهای گوناگون امکانات و سودآوری صادرات غیرنفتی را تحت تاثیر واقعی قرار می‌دهد.
چه باید کرد تا این چالش‌ها اقتصاد ایران را در بدترین وضع قرار ندهد. «هموار کردن ورود ارز و استفاده با حداکثر کارآمدی از این درآمدها» یک راه‌حل اصولی است که تاکنون کمتر به آن عمل شده است. به ویژه بخش دوم این گزاره یعنی «استفاده کارآمد از درآمدهای ارزان» همواره تحت تاثیر مسایل سیاسی قرار گرفته و به آن توجه نشده است. این فراموشی در سال‌های وفور درآمد ارزی کاملا به چشم می‌آید.
مدیریت کارآمدتر ذخیره ارزی بانک مرکزی که هنوز محل تردید است و به ویژه سیاست‌های غلط در دولت‌های نهم و دهم این ذخیره ارزی را کم‌ارزش کرد، از دیگر راه‌حل‌ها به حساب می‌آید. مدیریت مناسب «صندوق توسعه ملی» و کشیدن دندان طمع نسبت به موجودی آن توسط سیاستمداران از دیگر راهکارهای اساسی است که در مشکلات وفور و افول ارز باید به کار آید. سرمایه‌گذاری برای افزایش بهره‌وری در تولید داخلی که یک معضل قدیمی شده است نیز از مسایل مهم باید باشد.

نقش بانک مرکزی در تعیین نرخ ارز
* در شرایط وفور ارز بانک مرکزی می‌تواند در کوتاه و میان مدت نرخ ارز را بالا نگه دارد.
* معاوضه ارز با اوراق قرضه و افزایش ذخیره ارزی بانک مرکزی
* فروش ارز وارد شده به بانک مرکزی و افزایش حجم پول داخلی
* نرخ ارز بالاتر = افزایش حجم پول بیشتر – احتمال تورم بالاتر
* خنثی‌سازی (استریل کردن) افزایش حجم پول با فروش اوراق قرضه
* افزایش نرخ بهره و خطر رکود
* افزایش ذخیره ارزی بانک مرکزی احتمال تقویت ریال را بالا می‌برد.
* انتظار تقویت ریال در آینده کاهش نرخ دلار را مشکل می‌کند!
* این راه‌حل درازمدت نیست، ولی در کوتاه‌مدت کمک می‌کند.

صندوق ثروت ملی چه کند؟
* هموار کردن ورود ارز
* نگه داشتن بخشی از درآمد ارز در خارج کشور
* استفاده از بهره‌های سرمایه‌گذاری در بازار جهانی
* ورود ارز مطابق برنامه و حساب و کتاب
* کاهش کنترل دولتمردان روی روند هزینه شدن درآمد ارزی
* خطر بلوکه شدن و کاهش ارزش سرمایه در خارج
* مخالفت سیاسی در داخل: چرغی که به خانه رواست…
* تقویت درازمدت نرخ ارز و کاهش قدرت رقابت تولید داخلی
* نیاز به سیاست‌های اقتصادی مکمل

سرمایه‌گذاری در بهره‌وری تولید داخلی
* بهبود کیفیت خدمات عمومی
* شفاف سازی بودجه و فعالیت‌های دولت
* فهرست آمار و اطلاعات مربوط به عملکرد دولت و وضع اقتصادی
* تعهد به انتشار آمار و اطلاعات با زمان‌بندی مناسب
* افزایش کارایی دستگاه اداری
* کاهش هزینه مبادله برای عموم
* ایجاد فضای پرانگیزه برای سرمایه‌گذاری، نوآوری، و بهره‌وری
* سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها
* حمل و نقل، آب، برق، ارتباطات (مخصوصا اینترنت)، و غیره
* ارتقا کیفیت آموزش و کسب مهارت در موسسات آموزشی و حین کار
* برنامه ریزی برای سوق دادن اقتصاد به سمت تولید با کیفیت و استفاده از فناوری‌های پیشرفته و پیچیده
* ایجاد انگیزه قوی‌تر برای نوآوری و تولید فناوری پیشرفته
* نیاز به ساز و کار موثر در ازدیاد نابرابری
* تقویت چترهای حمایتی و نهادهای فقرزدایی
* بهبود دسترسی دهک‌های پایین به آموزش با کیفیت

null

null

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *