شنبه ۲۴/مرداد/۱۳۹۴ در ۱۰:۴۴:۲۵

پاسخ دکتر سوری به دکتر جواد صالحی درباره فقر

یادداشتی از استاد و دوست گرامی‌ام آقای دکتر جواد صالحی اصفهانی بر نوشته اینجانب در سایت رستاک تحت عنوان «فقر و نابرابر (۱۳۸۶-۱۳۸۳)» در http://djavad.wordpress.com/2009/03/30/playing-with-poverty-numbers/ نگاشته شده است که مناسب می‌دانم خوانندگان رستاک و علاقه‌مندان به مباحث مرتبط با فقر و نابرابری نیز از دیدگاه‌ها و نظرات نویسنده آن آگاه شوند. البته متناسب می‌بود که این یادداشت مستقیما به رستاک داده می‌شد، چراکه مطمئنا خوانندگان بیشتر و موثرتری می‌یافت، اما در ادامه، رئوس مطالب ایشان را آن‌گونه که خود برداشت کرده، گزارش کرده و در مواردی که به نوشته اینجانب مربوط باشد، سعی در پاسخگویی دارم.

۱- پیش درآمد یادداشت آقای دکتر صالحی به خوانندگان خود، این‌گونه القا می‌کند که مطالعات فقر و نابرابر تماما سفارشی و نتایج آنها نیز هماهنگ با میل سفارش دهنده تهیه می‌گردند. از نظر ایشان مطالعاتی که امروزه بر افزایش فقر و نابرابری در چند سال گذشته تاکید می‌کنند، تماما متاثر از انتخابات آتی ریاست‌جمهوری بوده و آنها را می‌بایست ازمنظر مخالفت با رییس‌جمهور کنونی نگریست.

۲- از نظر ایشان نرخ فقر بالای اعلام شده نه یافته‌ای جدید، بلکه صرفا نتیجه انتخاب خط فقر است وخط فقر نیز در مقایسه با دیگر کشورها بسیار بالا در نظر گرفته شده است. البته ایشان توجه نکرده‌اند که خط فقر بر مبنای اطلاعات جمع‌آوری شده توسط مرکز آمار ایران و با استفاده از روشی شناخته شده و معین محاسبه گردیده است و این محاسبه را هرمحقق با حوصله‌ دیگری نیز می‌تواند انجام دهد. ملاک ایشان برای بالا بودن خط فقر، نرخ برابر قدرت خرید ریال است که توسط بانک جهانی محاسبه گردیده است. بر مبنای این نرخ هر ۳۳۵۵ریال ایران قدرت خریدی معادل یک دلارآمریکا دارد، از این رو با تقسیم خط فقر محاسبه شده در مناطق شهری و روستایی بر ۳۳۵۵ریال معادل دلاری خط فقر را در مناطق شهری و روستایی به ترتیب ۱۰ و ۴دلار محاسبه کرده‌اند که البته در مقایسه با استانداردهای بانک جهانی بسیار بالا است.

با توجه به عنوان یادداشت Tyranny of Numbers و مقدمه آن، استفاده ازکمیتی بدون شناسنامه برای تشکیک در نتایج دیگر مطالعات جای تعجب دارد. حتی اگر بپذیریم که محاسبات کارشناسان بانک از دقت کافی برخوردار است- که می‌دانیم این‌گونه نیست- محاسبه نرخ برابری قدرت خرید برای کشوری در حال توسعه مانند ایران، که در بند انواع محدودیت‌های درونی و بیرونی برای تعامل با اقتصاد جهانی است و اقتصاد آن در معرض دنباله‌ای نامتناهی از مداخلات دولت است، نیازمند ساده‌انگاری‌های بسیاری است که چنان شیر بی یال و دمی از نرخ برابری قدرت خرید می‌سازد که تنها به کار بانک جهانی می‌آید. اما اجازه دهید که این نرخ را بپذیریم و ببینیم که برای اندازه‌گیری فقر و نابرابری در ایران چه ارمغانی به همراه دارد. مطابق با نظر نظر بانک جهانی خط فقر یک دلار برای هر فرد و در هر روز است. به عبارت دیگر هر فرد ایرانی را که بیشتر از ۳۳۵۵ریال در روز کالا مصرف کند، نمی‌تون فقیر محسوب نمود. برای اطلاع آقای دکتر صالحی باید گفت که امروزه با ۳۳۵۵ ریال تنها می‌توان ۲نان بربری و یا یک و نیم نان سنگک خرید، البته نان سنگک در همسایگی محل سکونت اینجانب ۵۰۰۰ریال است. نان را انتخاب کردم، چرا که کالایی است که به لطف یارانه‌هایی که به آرد و سوخت داده می‌شود و مالیات کمتری که از صنف نانوا گرفته می‌شود، همچنان ارزان‌ترین خوراکی محسوب می‌گردد. هیچ شکی ندارم که نمی‌توان فردی را در درون این گربه نشسته (نقشه ایران) یافت که توانایی خرید دو قرص نان در روز را نداشته باشد. به قول معروف می‌توان این مبلغ را تنها با راه رفتن در خیابان و از روی زمین پیدا کرد. از این منظر من نیز موافقم که نرخ فقر در ایران صفر است، اما آیا به نظر شما توانایی تهیه دو قرص نان در روز معیار مناسبی برای فقیر نبودن است؟

۳-ایشان مطالعاتی از قبیل مطالعه اینجانب را دستمایه سران رژیم صهیونیستی در اراجیف خود نسبت به ایران می‌دانند. خوشبختانه کسی در ایران نه پیام‌های شیمون پرز را گوش می‌کند، نه می‌خواند و نه توجه می‌کند و آنها نیز برای ادعاهای خود هیچ گاه مدرک و استدلالی نمی‌خواهند. اما با توجه به حساسیتی که در کشور ما نسبت به رژیم صهیونیستی وجود دارد، این ادبیات تنها مانع از انجام مطالعات علمی مستقل در کشور می‌گردد، هر چند عده‌ای بر این عقیده هستند که هدف نیز همین است.

۴-ایشان معتقدند که ادعای افزایش فقر در چند سال گذشته مردم دیگر کشورها را بسیار عصبانی می‌کند، چرا که آنها با سختی بیش از ۲۰۰میلیارد دلار به مردم ایران پرداخت کرده‌اند. اولا، اینکه چرا به رغم درآمدی ۲۰۰میلیارد دلاری در چند سال گذشته فقر افزایش یافته است، تنها سوال شما نیست. اگر به روزنامه‌های ایران نگاه کنید، این سوال چه از سوی افراد داخل و چه از سوی افراد خارج از حکومت پرسیده می‌شود. ثانیا، اگر مردم دیگر کشورها ۲۰۰میلیارد به ایران پرداخت کرده‌اند نه برای بهبود وضع رفاهی مردم ایران، بلکه در مقابل آن نفت دریافت کرده‌اند.

بنابراین به آنها هیچ ربطی ندارد که ناراحت باشند یا خوشحال، اما ما ناراختیم. مستحضر هستید که سهم بالایی از این ۲۰۰میلیارد دلار صرف ثابت نگه داشتن نرخ ارز در سطحی حدود ۱۰.۰۰۰ریال در مقابل هر دلار گردیده است. مسلما اگر این امر صورت نمی‌پذیرفت امروز دیگر کارشناسان بانک جهانی نرخ برابری قدرت خرید را ۳۳۵۵ ریال محاسبه نمی‌کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *