شنبه ۲۴/مرداد/۱۳۹۴ در ۱۰:۳۶:۲۸

پاسخ به مسابقه نوروزی رستاک

پاسخ هائی که به نظر اینجانب صحیح

می رسد عبارتند از:

پرسش اول- قیمت صفر برای برخی خدمات اینترنتی. عملآ هزینه نهانی (MC) این شرکت ها برای خدمات اینگونه، نزدیک به صفر است، در مقایسه با هزینه صورت حساب و جمع آوری وجوه برای اینگونه خدمات. با توجه به ظرفیت و سرمایه ثابت لازم و پیشرفت فن آوری وکاهش هزینه ظرفیت و کاهش هزینه پردازش اطلاعات کامپیوترها، هزینه اضافه شدن یک کار بر اضافی بسیار ناچیز است. از طرف دیگر این بنگاهها کم و بیش رقابتی هستند و همچنین از خدمات دیگری می توانند در آمد کسب کنند و داشتن بیشترین تعداد کار بر امکان بالقوه برد و پوشش این امر را افزایش میدهد. در نتیجه نقطه بهینه ارائه خدماتی مانند email برای آنها جائی است که (MC) تابع تقاضا را قطع کند.

۲- در مورد مسئله میزان بهینه عایق کردن. در این جا نیز باید تا جائی عایق بندی ادامه یابد که هزینه نهائی( هزینه لازم برای جلوگیری تلفات هر واحد انرژی) معادل فایده نهائی شود. فایده نهائی نیز ارزش حال صرفه جوئی هائی است که طی زمان از یک واحد اضافی عایق بندی ( یا هر اقدام مشابه) حاصل شود. این پاسخ نه تنها در مورد داستان مفروض بلکه تمام واحد های انرژی بر مانند صنایع پتروشیمی و مانند آن مصداق دارد. میزان بهینه جلو گیری از تلفات، رسیدن به میزان تلفات صفر نیست.

 

۳- تخصیص بهینه فضای ترافیکی شهر. طبعآ در این مورد نیز تعیین قیمت( قیمت سایه ای) بر اساس تقاضای اضافی کار آمد ترین روش است. به این نحو که برای عبور از هر خیابان و چهار راه قیمتی تعیین شود که متناسب با ازدحام تغییر کند. این امر با استفاده از فن آوری های جدید مقدور بوده و در شهر هائی مانند سنگاپور و لندن به کار گرفته می شود. در برخی از کشور های اروپائی نیز برای اخذ هزینه استفاده کامیون ها از بزرگ راه ها، استفاده می شود. یعنی با استفاده از کنتور های الکترونیک رفت و آمد هر اتومبیل از خیابان ها یا چهار راههاه سنجیده شده و صورت حساب برای صاحب اتومبیل ارسال می شود. طبعآ در آمد این کار می تواند خرج بهبود راهها و حمل و نقل عمومی شود. ممکن است افزایش هزینه پارگینگ بر اساس میزان ازدحام در مناطق نیز اثر مشابهی ایجاد کند لکن کار آئی روش قیمت گذاری سایه ای بیشتر است.

۴- در مورد مسئله مبل ساز، پاسخ بهینه تولید ۱۰۰ میز ۲۰۰ کاناپه و ۶۰۰ صندلی است. که قیمت سایه ای نهاده آخری را مثبت و دو نهاده دیگر را صفر تیعیین می کند، علیرغم اینکه تمام نهاده ها استفاده می شود. دلیل این امر نیز این است که قید رابطه بین محصولات ( در مقابل هر میز دو کاناپه و شش صندلی) در واقع مسئله را به حالت یک محصول کاهش می دهد. یعنی اگر مثلآ تعداد بهینه میز تعیین شودمیزان بهینه بقیه خود بخود تعیین می شود. همچنین ضرائب فنی نیز رابطه بین نهاده هارا مقید می کند و تعیین مقدار بهینه یک نهاده و رابطه بین محصولات مسئله را به مسئله یک محصول و یک نهاده کاهش می دهد. در نتیجه قیمت سایه ای همان یک نهاده کافی است که قیمت هر سه محصول تعیین گردد. این مسئله مشابه کار برد قضیه عدم جازگزینی (non substitution theorem) در اقتصاد خرد است.

اما برنده مسابقه:

دوستان و همکاران ازجمله آقای دکتر ذاکر شهرک و دکتر فرجادی پاسخ هائی برای این پرسشها را پیشنهاد کردند. در مجموع با راهنمائی دوستان، بنده به پاسخ های بالا رسیده ام و به عنوان تنها داور ( چون هزینه جایزه را هم خود تقبل کرده ام!) آقای رضا بوستانی را به عنوان برنده اعلام می کنم. پاسخ ایشان نزدیکترین پاسخ به آنچه اینجانب پاسخ کافی تلقی می کنم بود. با تشکر از تمام عزیزانی که پاسخ هائی ارائه کردند و پاسخ تعدادی از آنها برای برخی پرسشها صحیح بود، برنده ارجمند مسابقه با شماره تلفن ۰۹۱۲۲۰۵۴۴۷۱ (آقای جنان‌صفت) تماس بگیرند تا جایزه ایشان داده شود.

محمد طبیبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *