سه شنبه ۴/آبان/۱۳۹۵ در ۰۷:۵۴:۴۰

حذف خودخواسته روحانی: استراتژی فشار

 یک جریان سیاسی – فکری افراطی در ایران وجود دارد که به قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام دارای رسانه‌های زیادی است و می‌تواند حرفش را از تریبون‌های گوناگون منتشر کند. این گروه اقلیت آرمان و آرزویش این بود که مجلس قانونگذاری ایران و نهاد ریاست جمهوری و دولت دراختیار جریان اصولگرایی باشد و البته برایش بسیار اهمیت داشت و دارد که نهادهای انتخاباتی دراختیار جریان اصلاح‌طلبی نباشد.

این طیف تندرو که در آغاز دهه ۱۳۸۰ توانست نیروهای قدیمی جریان سیاسی اصولگرا را مهار کند و رهبری این جریان را در دست گیرد در سال ۱۳۸۴ به آرزوی خود رسید. مجلس و دولت به مدت ۸ سال دراختیار آنها یا جریان مورد حمایت آنها قرار گرفت. نتیجه ۸ سال حکومت بلامنازع طیف‌های گوناگون اصولگرا چه بود؟ اقتصاد ایران به مثابه یکی از اصلی‌ترین مقوله‌های قوام‌دهنده جامعه از هم پاشید. در این ۸ سال صدها میلیارد دلار درآمد حاصل از صادرات نفت و صدها هزار میلیارد تومان پول حاصل از فروش سهام بنگاه‌های دولتی آب شد و به زمین فرو رفت.

کارنامه ۸ سال یادشده در حوزه سیاست داخلی چیزی جز تکه تکه شدن جریان اصولگرایی و طرد و نفی چهره‌های معتدل آنها و همچنین دوقطبی خطرناک دولت – ملت نبود. در حوزه فرهنگ و جامعه نیز پیشرفتی پدیدار نشد جز اینکه ناراستگویی در میان مردم ابعاد بزرگی پیدا کرد.

در حالی که جریان اصولگرایی تصور می‌کرد کار تمام شده است و جریان اصلاح‌طلبی جایی در میان رای‌دهندگان ندارد، اما شهروندان ایرانی در بهار ۱۳۹۲ با رای خود نشان دادند که جریان تندروی اقلیت شناخت دقیقی از مردم ندارد. در این انتخابات همه نیروهای اصلی و کادرهای ساخته و پرداخته شده اصولگرایان از طیف‌های گوناگون در رقابت با حسن روحانی که چهره‌ای منتسب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود شکست خورد، و حسن روحانی توانست رقبای اصولگرا را شکست دهد و نهاد ریاست جمهوری را از چنگ اصولگرایان خارج کند.

تندروهای اصولگرا باورشان نمی‌شد که شهروندان ایرانی آنها را نپذیرفته‌اند و به همین دلیل به جای ترمیم و تجدیدنظر در اصول مرامی خود، شروع به مخالفت با دولت روحانی کردند.در حالی که نظام سیاسی ایران به این نتیجه رسیده بود که بدون مصالحه مقطعی با غرب و پذیرفتن برخی محدودیت‌ها در پرونده هسته‌ای ادامه زندگی عادی اقتصاد ایران ناممکن است و اجازه ورود به مصالحه داده شد اما این طیف تندرو ساز دیگری کوک کرد که هنوز ادامه دارد.

همه پرده‌دری‌ها، هتاکی‌ها، انتقادهای گسترده و دامنه‌دار از دولت یازدهم و انتشار هر روزه اخبار و تحلیل‌های ناامیدکننده از کارنامه دولت اما در انتخابات اسفند ۱۳۹۴ نقش بر آب شد. هواداران دولت و اصلاحات به ویژه در پایخت سنگین‌ترین شکست را به تندروها وارد کردند. مجلس حاضر که ثمره رای شهروندان است با مجلس پیشین تفاوت‌ اساسی دارد و رفتارش گونه دیگری است. این رخداد اما باز هم نتوانست اصولگرایان را متقاعد کند که در افکار  و عقاید و رفتار خود در مواجهه با مردم تجدیدنظر کنند. این جریان سیاسی و طیف‌های گوناگون به جای ایجاد آرامش در جامعه و امیدار کردن شهروندان برای آینده‌ای بهتر دولت تخریب دولت را در دستور کار قرار داده‌اند. از چند هفته پیش اما جریان نفی و نقد دولت به ویژه رییس‌جمهور ماهیت تازه‌ای پیدا کرده است و آن عبور از انتقاد به سمت مسخره کردن رییس دولت است.

به گزارش ساعت ۲۴، به نظر می‌رسد جنگ روانی راه افتاده از سوی این جریان سرسخت استراتژی مشخصی دارد: آنقدر فشار بیاورید تا حسن روحانی از سر اجبار اعلام کند دیگر در انتخابات حاضر نخواهد شد. این استراتژی در آینده و در زمستان امسال به اوج خود می‌رسد و راه را برای ناامید کردن مردم آماده می‌کند. شهروندانی که به روحانی رای دادند وقتی احساس کنند که او قدرت ندارد کاری کند یا از آمدن به پای صندوق‌های رای اجتناب می‌کنند یا اینکه به فردی رای می‌دهند که احساس کنند می‌تواند کاری از پیش ببرد. روزهای سخت‌تر برای حسن روحانی و اعضای کابینه‌اش در پیش است و اگر در زمینه پاسخگویی گام‌هایی برداشته نشود مردم ناامیدتر خواهند شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *