چهارشنبه ۲۸/مرداد/۱۳۹۴ در ۰۵:۳۴:۰۲

توزیع دو دهک پایین جامعه در پهنه سرزمین ایران

فقرزدایی به دلیل نقش و اهمیت بسزایی که در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارد از موضوعات مهمی است که در دهههای اخیر مورد توجه بسیاری از دولتها قرار گرفته است.

در کشورهای مختلف از راهکارهای گوناگونی برای مبارزه با فقر استفاده میشود اما تخصیص بودجه برای فقرزدایی توسط دولتها یا سازمانها و نهادهایی که با برنامههای حمایتی خود درصدد افزایش سطح رفاه اجتماعی افراد در جامعه هستند، اغلب با محدودیتهایی همراه است. از این رو شناسایی خانوارهایی از جامعه که نیاز به دریافت برنامههای حمایتی دارند یا زیر جامعههایی که افراد آسیبپذیر بیشتری در آنها تمرکز یافتهاند از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش، که هدف آن تعیین توزیع خانوارهای آسیبپذیر در ایران در سطوح مختلف جغرافیایی است، خانوارهای دو دهک پایین جامعه به عنوان خانوارهای آسیبپذیر درنظر گرفته شده و به تعیین توزیع این خانوارها در مناطق مختلف جغرافیایی پرداخته شده است. جامعه هدف این بررسی، خانوارهای معمولی ساکن و گروهی کشور است.
در بخش دوم گزارش پس از ارائه مبانی نظری تحقیق و پیشینه آن، به گروهبندی خانوارها بر مبنای آزمون تقریب وسع پرداخته شده است. ارزیابی مدل تحقیق و نتایج آن با استفاده از دادههای آمارگیری هزینه و درآمد خانوار در بخش سوم گزارش ارائه شده است. در بخش چهارم گزارش پس از اطمینان از درستی نتایج حاصل از برازش رگرسیونی، درآمد مورد انتظار خانوارهای کل کشور برآورد شده است. همچنین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار در هر یک از استانها و شهرستانهای کشور ارائه شده و جمعبندی و نتیجهگیری صورت گرفته است.
پس از برآورد درآمد مورد انتظار خانوارها برای بررسی عملکرد مدل رگرسیونی، خانوارهای نمونه دهکبندی شدند و در هر استان نسبت خانوارها در دو دهک پایین درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها به دست آمد.
در این اطلاعات اختلاف اندکی بین نسبت خانوارها در دو دهک پایین درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها وجود دارد. نمودار نسبت خانوارهای دو دهک پایین درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها براساس دادههای آمارگیری از هزینه و درآمد خانوار در شکل (۱) رسم شده است. این شکل نیز بهوضوح نشان میدهد استانهایی که نسبت بزرگی از خانوارهای دو دهک پایین درآمد را به خود اختصاص دادهاند دارای نسبت بزرگی از خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار هستند و بهعکس.
مقایسه نسبت خانوارهای دو دهک پایین جامعه برای دو متغیر درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها در سطح استان نشان میدهد برازش مدل رگرسیونی مناسب و استفاده از درآمد مورد انتظار به عنوان برآورد درآمد خانوارها به جای اطلاع درآمد، که در سرشماریهای نفوس و مسکن ایران گردآوری نمیشود، منطقی است.
همانگونه که جزییات مدل نشان داده است نرخ درستی کل در کل کشور ۳/۸۵ درصد است. کمترین و بیشترین مقدار این نرخ بین استانهای مختلف به ترتیب برابر با ۷/۷۶ درصد برای استان لرستان و ۸/۹۴ درصد برای استان تهران است.
از آنجایی که هدف این بررسی رتبهبندی مناطق مختلف جغرافیایی از نظر سطح درآمد خانوارها است و شناسایی تکتک خانوارهای فقیر به تنهایی از اهداف بررسی نیست، کم بودن اختلاف بین تعداد خانوارهایی که به اشتباه فقیر تشخیص داده شدهاند و تعداد خانوارهایی که به اشتباه غیرفقیر تشخیص داده شدهاند بیش از کم بودن تعداد این خانوارها دارای اهمیت است. از اینرو در این بررسی خطای بروز فقر نسبت به سایر نرخها از اهمیت بالاتری برخوردار است. ارقام نشان می دهد مقدار خطای بروز فقر در کل کشور حدود صفر (۰۰۵/۰) درصد است. کمترین مقدار مطلق این نرخ مربوط به استان ایلام حدود صفر (۰۴/۰) درصد است. استانهای خراسان جنوبی با ۷/۴ درصد و بوشهر با ۱/۴ درصد بیشترین مقدار مطلق این نرخ را بین استانهای مختلف به خود اختصاص دادهاند. مقدار شاخص درستی فقر متوازن نیز برای کل کشور برابر ۳/۶۳ درصد است. اختلاف در مقدار این شاخص برای استانهای مختلف عمدتا به دلیل اختلاف در دقت (تشخیص) فقر و کمپوششی در استانها است که بنا بر اهداف بررسی از اهمیت کمتری برخوردار است.
پس از اجرای یک الگوریتم اختصاصی، کل خانوارهای معمولی ساکن و گروهی کشور (۲۱۱۵۹۰۳۳ خانوار) براساس درآمد مورد انتظار، دهکبندی و خانوارهای دو دهک پایین جامعه در فایل سرشماری ۱۳۹۰ شناسایی شدند. جدول (۱) درصد خانوارهای جامعه را در دو دهک پایین درآمد مورد انتظار به تفکیک هر یک از استانهای کشور در سطح کل، نقاط شهری و نقاط روستایی نشان میدهد. همانطور که در این جدول مشاهده میشود کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار به ترتیب متعلق به استان تهران (با ۴/۳ درصد) و استان سیستان و بلوچستان (با ۸/۵۴ درصد) است. بعد از استان تهران استانهای البرز، مازندران و قزوین در رتبههای بعدی قرار دارند و نسبت به سایر استانها درصد کمتری از خانوارهای آسیبپذیر را به خود اختصاص دادهاند. از سوی دیگر استانهای خراسان جنوبی، کرمان و خراسان شمالی نیز بعد از سیستان و بلوچستان بیشترین درصد خانوارهای آسیبپذیر را به خود اختصاص دادهاند. این نتایج حاکی از همبستگی مکانی نسبی بین مناطقی از کشور است که تمرکز خانوارهای دهکهای پایین اقتصادی در آنها بیشتر از سایر مناطق است.
نقاط شهری ۱/۱۱ درصد و نقاط روستایی ۸/۴۳ درصد از خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار را به خود اختصاص دادهاند. در نقاط شهری، کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار به ترتیب متعلق به استان تهران (با ۴/۲ درصد) و استان سیستان و بلوچستان (با ۲/۳۲ درصد) است و در نقاط روستایی کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار به ترتیب متعلق به استان البرز (با ۳/۱۳ درصد) و استان سیستان و بلوچستان (با ۹/۷۶ درصد) است.

درصد خانوارهای جامعه در دو دهک پایین درآمد مورد انتظار به تفکیک هر یک از شهرستانهای کشور نشان میدهد کمترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار متعلق به شهرستان تهران از استان تهران (با ۸/۱درصد) و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار متعلق به شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان (با ۳/۸۶درصد) است.
کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار در نقاط شهری شهرستانها به ترتیب متعلق به شهرستان ابوموسی از استان هرمزگان (با ۶/۱درصد) و شهرستان ریگان از استان کرمان (با ۴/۶۶درصد) و در نقاط روستایی شهرستانها به ترتیب متعلق به شهرستان فیروزکوه از استان تهران (با ۷/۴درصد) و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان (با ۸/۸۸درصد) است. نتایج الگو همچنین نشان میدهد شهرستانهای دارای بیشترین درصد خانوارهای آسیبپذیر اغلب متعلق به استانهایی هستند که بیشترین درصد خانوارهای جامعه در دو دهک پایین درآمد مورد انتظار را دربردارند. با این حال وجود یک یا چند شهرستان از استانهایی که در ردههای بالاتر قرار دارند در ردیفهای بالای هریک از این جدولها نشانگر تفاوت در سطح اقتصادی شهرستانهای مختلف استانهاست و بر لزوم توجه ویژه به برنامهریزیهای شهرستانی تاکید دارد.
نتیجه گیری
نتایج حاصل از برازش مدل رگرسیونی بر دادههای سرشماری ۱۳۹۰ برای تعیین رده هریک از استانها و شهرستانهای کشور در سطح کل، نقاط شهری و روستایی کشور مورد استفاده قرار گرفته است. اطلاعات این ردهبندی میتواند در تخصیص حمایتهای مالی یا غیرمالی دولتها یا سازمانهای خصوصی به خانوارهای آسیبپذیر جامعه یا انجام مطالعات لازم درخصوص تعیین توزیع فقر در کشور مورد استفاده قرار گیرد. نقاط فرین ردهبندی براساس درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار در هریک از سطوح نامبردهشده به قرار زیر است:
*استان تهران در سطح کل و در سطح نقاط شهری و استان البرز در سطح نقاط روستایی، کمترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار را در بین استانها به خود اختصاص دادهاند.
*استان سیستانوبلوچستان در هر سه سطح کل، نقاط شهری و روستایی کشور دارای بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار در بین استانهای کشور است.
*شهرستان تهران از استان تهران و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان به ترتیب کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار را در بین شهرستانهای کشور به خود اختصاص دادهاند.
*شهرستان ابوموسی از استان هرمزگان و شهرستان ریگان از استان کرمان به ترتیب دارای کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار در سطح نقاط شهری شهرستانها هستند.
*شهرستان فیروزکوه از استان تهران و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان نیز به ترتیب کمترین و بیشترین درصد خانوارهای دو دهک پایین درآمد مورد انتظار را در سطح نقاط روستایی شهرستانها به خود اختصاص دادهاند.
با توجه به نتایج حاصل انتظار میرود در استانها و شهرستانهایی که براساس جدولهای ارائه شده بیشترین خانوارهای آسیبپذیر را به خود اختصاص دادهاند، حمایتهای اقتصادی ویژهیی صورت گیرد. براساس این نتایج پیشنهاد میشود در برنامهریزیهای سیاسی و اقتصادی، شهرستانهای کشور به چهار گروه زیر تقسیم و تخصیص منابع براساس این تقسیمبندی انجام شود.
۱- شهرستانهایی که کمتر از ۱۰درصد خانوارهای آنها متعلق به دو دهک اول است،
۲- شهرستانهایی که بین ۱۰ تا ۲۰درصد خانوارهای آنها متعلق به دو دهک اول است،
۳- شهرستانهایی که بین ۲۰ تا ۳۰درصد خانوارهای آنها متعلق به دو دهک اول است،
۴- شهرستانهایی که بیش از ۳۰درصد خانوارهای آنها متعلق به دو دهک اول است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *