دولتمردان تصویری بسیار مثبت از نتایج حتی کوتاه مدت تغییر نظام یارانه ارائه می کنند، آنچنان مثبت که حتی در کوتاه مدت هم هیچ مشکلی بروز نخواهد کرد و همه چیز وفق مراد خواهد بود. حتی ظاهراً گفته شده که در مدت کمتر از سه سال فقر و بیکاری ریشه کن خواهد شد. اگر تصوری چنین ساده از پیامدهای تغییر نظام یارانه، واقعاً در ذهن مسئولین اصلی تصمیم گیرنده باشد که موجب نگرانی است و اگر این شیوه اطلاع رسانی، یک اقدام تشویق آمیز برای آماده سازی مردم در حمایت از این تغییرات است باز هم باید به دلیل دیگری بیشتر نگران بود.
کشور ما جامعهای است که طی یک صد سال اخیر در حال گذاری پر نشیب و فراز از سنت به مدرنسیم بوده است و در سده اخیر به رغم وجود قرائتهای متفاوت، مدرنیته از آمال قاطبه نخبگان بوده است. ولی لزوم پیگیری ایجاد محدودیت برای سیاست، نزد بسیاری از روشنفکران و حاضرین موثر در عرصه عمومی از اصل به فرع بدل شده است. پیگیری تحولات سیاسی-فرهنگی کشورهای در حال گذار به مدرنیسم نشان میدهد، مقاومت صاحبان قدرت در پذیرش قیود محدودیتزا همواره چالش اصلی استقرار مدرنیته بوده است ولی در ایران به جز این مساله، مانع مضاعفی وجود دارد که ناشی از نبود اعتقاد و التزام به اصل اندیشه آزادی است. آزادی به آن شکل که به عنوان ارزشی بنیادین در اندیشه اقتصاد آزاد و رقابتی تعریف میشود.
دولت، لایحه برنامه پنجم را تقدیم مجلس شورای اسلامی کرده و این در حالیست که زمان مفید باقیمانده تا شروع سال 1389، کمتر از دو ماه است. مسلماً حتی اگر لایحه بودجه سال آینده هم، همزمان به مجلس تقدیم می شد، فرصتی برای بررسی این دو لایحه در اختیار نبود.
مساله انتشار گازهای گلخانهای (مثل دیاکسید کربن و متان) نمونهای از شکست بازار است چون هزینهای که این موضوع از طریق افزایش دمای هوا روی آینده جهانی بر جای میگذارد به صورت مستقیم و صد در صدی به تولیدکننده منتقل نمیشود. به همین دلیل دخالت دولتها برای مدیریت مساله الزامی میشود. این دخالت میتواند به شکلی کاملن بوروکراتیک باشد و لذا اثرات تخریبی (Distortion) بالایی برای اقتصاد ایجاد کند و یا تا حد امکان از مکانیسمهای منعطف و بازاری برای کشف قیمت و تخصیص بهینه منابع بهره ببرد. این مقاله به طور خلاصه مکانیسمهای بازاری که در خدمت این هدف هستند را توضیح میدهد.
هایک در بخش آخر کتاب "خود بزرگ بینی مصیبت بار" که تحت عنوان " مذهب و محافظان سنت" آن را ارائه می دهد بر نقش سنت در حفظ بازار تاکید می کند. مساله محوری آن است که از منظر هایک سنت محصولی را به دست می دهد که بازار از آن بهره می برد. از این رو در اینجا هم وی بازار را نتیجه یک فرایند تاریخی و خود تکوین می بیند آنچنان که سنت نیز این گونه حادث می شود.
واژه «مرام» یکی از عمومیترین واژههای زبان فارسی است که عوام و خواص آن را میشناسند و مکرر به کار میبرند. معنای عامیانه مرام، یکرنگی و حمیت در برابر دوست و مدارا در برابر دشمن است. خواص نیز معمولا واژه مرام را به عنوان معادلی برای پایبندی به اصول و موازین به کار میبرند. مرام، علاوه بر این معانی عمومی، معنایی عالمانه و مترادف با اسلوب یا مشرب هم دارند. مراد از مشرب و اسلوب چارچوبهای بنیادی اندیشه، نزد دانشوران و فیلسوفان است. یعنی اینکه وقتی کسی زبان میگشاید تا در حوزه دانش و معارف – علوم انسانی و علوم تجربی- سخن بگوید، اگر اصول بنیادی او نامشخص باشد، همه سخنانش مبهم و کوششهایش بیحاصل است، زیرا بدیل هر سخن بیمبنا میتواند سخن بیمبنای دیگر و یحتمل نقیض سخن قبلی باشد.
ماهیت فعالیت بخش خصوصی در جهان، پایدار نگاه داشتن منافع بلندمدت است و این بررسی نشان می دهد که بنگاه های اقتصادی- جز آنان که مشکلات خیلی جدی پیدا کرده اند- حاضر نیستند منافع بلندمدت رقابت را فدای منافع (احتمالی) حمایت های کوتاه مدت نمایند.
مواضع اتاق بازرگانی بین المللی(ICC) در جریان بحران مالی اخیر نشان داد که جامعه بازرگانی جهانی، رشد و منافع خود را در رقابت می بیند و نه در حمایت، حتی اگر بحرانی به بزرگی آنچه در یک سال گذشته حادث شد، بر فعالیت آنان سایه افکند.
تالارهای گفتگوی سایت رستاک با هدف ترویج بحث و گفتگوی اقتصادی از ابتدای هفته گذشته شروع به کار کرد. در این تالارها به کلیه مباحث اقتصادی یا پدیده هایی که توسط علم اقتصاد قابل توضیح و تبیین هستند، پرداخته خواهد شد. در اولین قدم، بحث اصلاح نظام یارانه ها که در دستور کار دولت قرار گرفته است را در صدر مباحث قرار داده و از آن شروع کرده ایم. امیدواریم که با حضور و مشارکت همه اقتصاددانان، علاقمندان به اقتصاد، جستجوگران وضعیت مطلوب اقتصادی و نیز دانشجویان و اساتید رشته های گوناگون بتوانیم در مسیر آموزش، ترویج، یادگیری و گفتگوی سازنده قدم برداریم.
ادعای این مقاله این است که اگر نرخ بازاری ارز متناسب با آزادسازی یارانهها افزایش نیابد؛ بسیاری از صنایع ایران بدون این که فرصت تطبیق با شرایط جدید را داشته باشند حذف خواهند شد و این درست بر خلاف هدف کارآمدسازی است که طرح به دنبال آن است. ما به این موضوع که نرخ ارز چهگونه تابع هدف سیاستگذار را تعیین میکند و طرح اصلاح یارانهها چهگونه این تابع هدف را تحت تاثیر قرار خواهد داد نیز میپردازیم و نشان میدهیم که به دلیل تغییر در منابع درآمد ریالی دولت، توصیه سیاستی "افزایش قیمت ارز" میتواند عملی باشد.
به طور خلاصه طرح هدفمند کردن یارانهها قرار است ظرف حدود 3 سال قیمت برخی از نهادهای تولید مثل نفت و برق و آب را به قیمت تمامشده یا رقابتی آن نزدیک کند و در عوض بخشی (حداکثر 60 درصد) از مازاد ایجاد شده برای دولت را به صورت پرداخت نقدی به زیرمجموعهای از شهروندان (به احتمال زیاد 5 دهک اول) منتقل کند. در کنار بحثهای مربوط به توزیع درآمد و رفاه مصرفکننده، سوال مهم دیگر این است که اثر این سیاست روی صنعت و کشاورزی ایران چه خواهد بود؟ در این مقاله سعی میشود برخی تحلیلهای نظری در مورد متغیرهای توضیحدهنده برای اثرپذیری صنعت و نمونههایی از توصیههای سیاستی ارائه شود.







